morphias

[ایالات متحده]/ˈmɔːfiːəz/
[بریتانیا]/ˈmɔrfiəz/

ترجمه

n. مرفین

عبارات و ترکیب‌ها

morphias effect

اثر مورفیا

morphias transformation

تحول مورفیا

morphias model

مدل مورفیا

morphias theory

نظریه مورفیا

morphias phenomenon

پدیده مورفیا

morphias analysis

تجزیه و تحلیل مورفیا

morphias process

فرآیند مورفیا

morphias concept

مفهوم مورفیا

morphias application

کاربرد مورفیا

morphias framework

چارچوب مورفیا

جملات نمونه

many patients are prescribed morphias for pain relief.

بسیاری از بیماران برای تسکین درد، مورفی تجویز می کنند.

morphias can be effective in managing severe chronic pain.

مورفی می تواند در مدیریت درد مزمن شدید موثر باشد.

doctors should monitor the dosage of morphias closely.

پزشکان باید دوز مورفی را به دقت زیر نظر داشته باشند.

patients may develop a tolerance to morphias over time.

بیماران ممکن است در طول زمان نسبت به مورفی تحمل ایجاد کنند.

using morphias can lead to potential addiction issues.

استفاده از مورفی می تواند منجر به مشکلات احتمالی اعتیاد شود.

it is important to discuss morphias with a healthcare provider.

مهم است که در مورد مورفی با یک ارائه دهنده مراقتی صحبت کنید.

some patients experience side effects from morphias.

برخی از بیماران دچار عوارض جانبی از مورفی می شوند.

alternatives to morphias should be considered for pain management.

جایگزین های مورفی باید برای مدیریت درد در نظر گرفته شوند.

morphias can be administered intravenously in a hospital setting.

مورفی را می توان به صورت داخل وریدی در یک محیط بیمارستانی تجویز کرد.

research continues on the long-term effects of morphias use.

تحقیقات در مورد اثرات طولانی مدت استفاده از مورفی ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید