morphologists

[ایالات متحده]/mɔːˈfɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/mɔːrˈfɑːlədʒɪst/

ترجمه

n. متخصص در ریخت‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

expert morphologist

مورفولوژیست متخصص

field morphologist

مورفولوژیست میدانی

morphologist analysis

تحلیل مورفولوژیست

morphologist study

مطالعه مورفولوژیست

morphologist role

نقش مورفولوژیست

morphologist approach

رویکرد مورفولوژیست

morphologist techniques

تکنیک‌های مورفولوژیست

morphologist findings

یافته‌های مورفولوژیست

morphologist research

تحقیقات مورفولوژیست

morphologist perspective

دیدگاه مورفولوژیست

جملات نمونه

the morphologist studied the structure of words.

تحلیل‌گر مورفولوژی ساختار واژه‌ها را مطالعه کرد.

a morphologist analyzes how words change form.

یک تحلیل‌گر مورفولوژی نحوه تغییر شکل واژه‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند.

the role of a morphologist is essential in linguistics.

نقش یک تحلیل‌گر مورفولوژی در زبان‌شناسی ضروری است.

many morphologists focus on inflectional morphology.

بسیاری از تحلیل‌گران مورفولوژی بر روی مورفولوژی تصریفی تمرکز می‌کنند.

as a morphologist, she enjoys exploring language patterns.

به عنوان یک تحلیل‌گر مورفولوژی، او از بررسی الگوهای زبان لذت می‌برد.

the morphologist presented her findings at the conference.

تحلیل‌گر مورفولوژی یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کرد.

students often learn about the work of a morphologist.

دانشجویان اغلب درباره کار یک تحلیل‌گر مورفولوژی یاد می‌گیرند.

a morphologist can help with understanding word formation.

یک تحلیل‌گر مورفولوژی می‌تواند به درک نحوه شکل‌گیری واژه‌ها کمک کند.

the morphologist's research contributes to language development.

تحقیقات تحلیل‌گر مورفولوژی به توسعه زبان کمک می‌کند.

collaboration with a morphologist can enhance linguistic studies.

همکاری با یک تحلیل‌گر مورفولوژی می‌تواند مطالعات زبان‌شناسی را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید