moschatel

[ایالات متحده]/ˈmɒs.kə.tɛl/
[بریتانیا]/ˈmɑːs.kə.tɛl/

ترجمه

n. نوعی گیاه گلدار از خانواده Adoxaceae؛ نام رایج گیاه

عبارات و ترکیب‌ها

moschatel flower

گل مشکاتل

moschatel plant

گیاه مشکاتل

moschatel scent

عطر مشکاتل

moschatel variety

گونه مشکاتل

moschatel herb

گیاه دارویی مشکاتل

moschatel extract

عصاره مشکاتل

moschatel oil

روغن مشکاتل

moschatel tea

چای مشکاتل

moschatel leaves

برگ‌های مشکاتل

moschatel species

گونه‌های مشکاتل

جملات نمونه

the moschatel flower blooms in early spring.

گل مسکاتل در اوایل بهار شکوفا می‌شود.

we discovered a patch of moschatel in the forest.

ما یک دسته از مسکاتل را در جنگل کشف کردیم.

moschatel is often overlooked by gardeners.

مسکاتل اغلب توسط باغبانان نادیده گرفته می‌شود.

the scent of moschatel filled the garden.

عطر مسکاتل فضای باغ را پر کرد.

she loves to draw moschatel plants.

او عاشق کشیدن تصاویر گل‌های مسکاتل است.

in herbal medicine, moschatel has various uses.

در طب سنتی، مسکاتل کاربردهای مختلفی دارد.

moschatel can thrive in shaded areas.

مسکاتل می‌تواند در مناطق سایه‌دار رشد کند.

many people admire the unique shape of moschatel leaves.

بسیاری از مردم شکل منحصر به فرد برگ‌های مسکاتل را تحسین می‌کنند.

the moschatel plant attracts various pollinators.

گیاه مسکاتل گرده‌افشان‌های مختلف را جذب می‌کند.

we should include moschatel in our wildflower garden.

ما باید مسکاتل را در باغ گل‌های وحشی خود بگنجانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید