moseys along
به آرامی حرکت میکند
moseys back
به عقب برمیگردد
moseys over
از روی آن عبور میکند
moseys by
کنار آن میگذرد
moseys home
به سمت خانه میرود
moseys through
از میان آن عبور میکند
moseys around
اینجا و آنجا میرود
moseys outside
بیرون میرود
moseys off
از آنجا میرود
moseys away
دور میشود
the cat moseys around the house, exploring every corner.
گربه با آرامش در اطراف خانه میچرخد و هر گوشه را بررسی میکند.
he moseys to the coffee shop every morning for his favorite brew.
او هر روز صبح به سمت کافه میرود تا قهوه مورد علاقه خود را بنوشد.
she moseys through the park, enjoying the fresh air.
او با لذت در پارک قدم میزند و از هوای تازه لذت میبرد.
the dog moseys after the ball, taking its time.
سگ با حوصله به دنبال توپ میرود.
during the weekend, he moseys around town, visiting local shops.
در طول آخر هفته، او در شهر میچرخد و از مغازههای محلی بازدید میکند.
she often moseys at the beach, collecting seashells.
او اغلب به ساحل میرود و صدف جمعآوری میکند.
the child moseys along the sidewalk, looking at the flowers.
کودک در امتداد پیادهرو قدم میزند و به گلها نگاه میکند.
he moseys through the museum, admiring the artwork.
او از آثار هنری در موزه با تحسین نگاه میکند.
after lunch, she moseys back to her desk, ready to work.
بعد از ناهار، او با آمادگی برای کار به سمت میز خود باز میگردد.
on lazy sundays, he just moseys around the house.
در یکشنبههای تنبل، او فقط در اطراف خانه قدم میزند.
moseys along
به آرامی حرکت میکند
moseys back
به عقب برمیگردد
moseys over
از روی آن عبور میکند
moseys by
کنار آن میگذرد
moseys home
به سمت خانه میرود
moseys through
از میان آن عبور میکند
moseys around
اینجا و آنجا میرود
moseys outside
بیرون میرود
moseys off
از آنجا میرود
moseys away
دور میشود
the cat moseys around the house, exploring every corner.
گربه با آرامش در اطراف خانه میچرخد و هر گوشه را بررسی میکند.
he moseys to the coffee shop every morning for his favorite brew.
او هر روز صبح به سمت کافه میرود تا قهوه مورد علاقه خود را بنوشد.
she moseys through the park, enjoying the fresh air.
او با لذت در پارک قدم میزند و از هوای تازه لذت میبرد.
the dog moseys after the ball, taking its time.
سگ با حوصله به دنبال توپ میرود.
during the weekend, he moseys around town, visiting local shops.
در طول آخر هفته، او در شهر میچرخد و از مغازههای محلی بازدید میکند.
she often moseys at the beach, collecting seashells.
او اغلب به ساحل میرود و صدف جمعآوری میکند.
the child moseys along the sidewalk, looking at the flowers.
کودک در امتداد پیادهرو قدم میزند و به گلها نگاه میکند.
he moseys through the museum, admiring the artwork.
او از آثار هنری در موزه با تحسین نگاه میکند.
after lunch, she moseys back to her desk, ready to work.
بعد از ناهار، او با آمادگی برای کار به سمت میز خود باز میگردد.
on lazy sundays, he just moseys around the house.
در یکشنبههای تنبل، او فقط در اطراف خانه قدم میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید