moustachios

[ایالات متحده]/mʌsˈtæʃ.ɪ.əʊ/
[بریتانیا]/mʌsˈtæʃ.i.oʊ/

ترجمه

n. (به ویژه ضخیم) موی صورت، به ویژه به شکل سبیل

عبارات و ترکیب‌ها

moustachio man

مرد سبیل‌دار

moustachio style

سبک سبیل

moustachio trend

روند سبیل

moustachio party

جشن سبیل

moustachio lovers

عاشقان سبیل

moustachio fashion

مد سبیل

moustachio art

هنر سبیل

moustachio contest

مسابقه سبیل

moustachio club

باشگاه سبیل

moustachio culture

فرهنگ سبیل

جملات نمونه

he twirled his moustachio with pride.

او با افتخار سبیل خود را چرخاند.

she admired his well-groomed moustachio.

او سبیل مرتب و آراسته او را تحسین کرد.

his moustachio gave him a distinguished look.

سبیلش به او ظاهری متمایز بخشید.

he decided to dye his moustachio a different color.

او تصمیم گرفت سبیل خود را به رنگ دیگری رنگ کند.

the moustachio trend is making a comeback.

مد سبیل دوباره در حال بازگشت است.

she laughed at his exaggerated moustachio.

او به سبیل اغراق‌آمیز او خندید.

he styled his moustachio for the party.

او سبیل خود را برای مهمانی مرتب کرد.

his moustachio was the talk of the town.

سبیلش نقل محافل بود.

he often waxed his moustachio to keep it neat.

او اغلب سبیل خود را تمیز می‌کرد تا آن را مرتب نگه دارد.

she painted a portrait featuring a man with a grand moustachio.

او تصویری را با حال و هوای یک مرد با سبیل بزرگ کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید