mover

[ایالات متحده]/'muːvə/
[بریتانیا]/'muvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشنهاد دهنده (در یک جلسه)، کسی که در حال حرکت است، چیز موفق و شکوفا، شخصی که خانه‌ها را جابجا می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

professional mover

انتقال‌دهنده حرفه‌ای

furniture mover

انتقال‌دهنده مبلمان

prime mover

محرک اصلی

first mover

پیشرو

جملات نمونه

she's a lovely mover and jumper.

او یک رقصنده و پرنده بسیار خوب است.

a fast mover in corporate circles.

یک فرد سریع در دایره شرکتی

Patriotism was the prime mover of the revolution.

میهن‌پرستی نیروی محرکه اصلی انقلاب بود.

the movers and shakers of the eighties are now cocooning.

افراد تاثیرگذار دهه هشتاد اکنون در حال خودنمایی هستند.

the mover and seconder of the Loyal Address.

کسی که پیشنهاد و تاییدیه طرح وفاداری را ارائه کرد.

she was a key mover in making this successful conference happen.

او نقش کلیدی در برگزاری موفقیت‌آمیز این کنفرانس داشت.

He is one of the principal movers and shakers in the political arena.

او یکی از چهره‌های اصلی و تاثیرگذار در عرصه سیاسی است.

Economic factors are the prime mover of change.

عوامل اقتصادی نیروی محرکه اصلی تغییر هستند.

the belly dancer mover sensually among the tables.

رقاص شکم به طور شهوت‌آمیز در میان میزها حرکت می‌کند.

The movers stripped the house of furniture.

ناقصین وسایل خانه را خالی کردند.

the movers refused Mr Tierney's request to remit the motion.

ناقصین درخواست آقای تینی برای ارائه پیشنهاد را رد کردند.

The movers gave me a scant hour's notice of their arrival).

ناقصین با یک ساعت تأخیر از رسیدن خود به من اطلاع دادند.

The prime mover in setting up the group was ex-lawyer James Stanley.

نیروی محرکه اصلی در راه اندازی این گروه، وکیل سابق جیمز استنلی بود.

Anelectronic, pneumatic, or manual starting device is then used to allowprime mover starting and operation under ballhead control.

سپس از یک دستگاه شروع الکترونیکی، پنوماتیکی یا دستی برای اجازه شروع و عملکرد نیروی محرکه تحت کنترل بال‌سر استفاده می‌شود.

The term does not imply any particular technology, and a people mover may use technologies such as monorail, duorail, automated guideway transit or maglev.

این اصطلاح هیچ فناوری خاصی را به خود تلقی نمی کند و یک وسیله نقلیه جابجایی مردم ممکن است از فناوری هایی مانند مونوریل، دووریل، سیستم حمل و نقل خودکار یا مگلو استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید