mozambican

[ایالات متحده]/ˌməuzəm'bi:kən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به موزامبیک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Mozambican cuisine

آشپزی موزامبیقی

جملات نمونه

Mozambican cuisine is known for its spicy flavors.

غذاهای موزمبیکی به خاطر طعم‌های تند و تیز خود شناخته شده‌اند.

She bought a beautiful Mozambican fabric for her dress.

او یک پارچه موزمبیکی زیبا برای لباسش خرید.

The Mozambican government is implementing new policies to boost economic growth.

دولت موزمبیک سیاست‌های جدیدی را برای تقویت رشد اقتصادی اجرا می‌کند.

Many Mozambicans speak Portuguese fluently.

بسیاری از مردم موزمبیک به طور روان به زبان پرتغالی صحبت می‌کنند.

Mozambican art is gaining international recognition.

هنر موزمبیک در حال دستیابی به شناخت بین‌المللی است.

The Mozambican coastline is famous for its stunning beaches.

خط ساحلی موزمبیک به خاطر سواحل دیدنی‌اش مشهور است.

Mozambican musicians are known for their vibrant performances.

موسیقی‌دانان موزمبیکی به خاطر اجراهای پرانرژی خود شناخته می‌شوند.

He brought back Mozambican souvenirs from his trip.

او سوغاتی‌های موزمبیکی از سفرش آورد.

The Mozambican flag features a rifle and a hoe, symbolizing defense and agriculture.

پرچم موزمبیک دارای یک تفنگ و یک بیل است که نماد دفاع و کشاورزی است.

Mozambican literature reflects the country's rich cultural heritage.

ادبیات موزمبیک منعکس کننده میراث فرهنگی غنی کشور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید