msasa

[ایالات متحده]//məˈsɑːsə//
[بریتانیا]//məˈsɑːsə//

ترجمه

n. یک درخت آفریقای شرقی (Brachystegia spiciformis) که در زیمبابوه و مناطق اطراف یافت می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعmsasas

عبارات و ترکیب‌ها

msasa tree

درخت مسسا

msasa woodland

چرای مسسا

msasa forest

جنگل مسسا

the msasa

مسسا

msasa leaves

برگ‌های مسسا

msasa savanna

سافانا مسسا

brachystegia msasa

براخیستگیا مسسا

msasa branch

شاخه مسسا

msasa seed

دانه مسسا

msasa canopy

پوشش مسسا

جملات نمونه

the ancient msasa tree stood as a landmark in the village square for generations.

در طول چند نسل، درخت مسسا باستانی به عنوان یک نماد در میدان روستا قرار داشت.

researchers discovered several new insect species living in the msasa woodland.

پژوهشگران چند گونه جدید حشره را که در جنگل مسسا زندگی می‌کنند کشف کردند.

the msasa forest creates a unique ecosystem supporting diverse wildlife.

جنگل مسسا یک اکوسیستم منحصر به فرد ایجاد می‌کند که حیات وحش متنوع را حمایت می‌کند.

local carpenters prefer msasa wood for its durability and beautiful grain patterns.

چوب‌کاران محلی چوب مسسا را به دلیل مقاومت و الگوهای زبری زیبای آن ترجیح می‌دهند.

during the dry season, msasa trees shed their leaves to conserve water.

در فصل خشک، درختان مسسا برگ‌های خود را ریخته تا آب را ذخیره کنند.

the distinctive bark of the msasa tree helps identify it among other forest species.

پوست متمایز درخت مسسا کمک می‌کند تا آن را در میان گونه‌های دیگر جنگل شناسایی کنید.

traditional healers have used msasa bark for medicinal purposes for centuries.

در طول قرون، درمانگران سنتی از پوست مسسا برای اهداف دارویی استفاده کرده‌اند.

tourists admire the stunning view of the msasa grove against the sunset.

گردشگران نظر خاصی به منظره زیبای گروه درختان مسسا در برابر غروب خورشید می‌اندازند.

conservationists are working to protect the remaining msasa habitats from deforestation.

حفاظت‌کنندگان در حال کار کردن برای حفظ زیستگاه‌های باقی‌مانده مسسا از تخریب جنگل هستند.

the msasa canopy provides shade and shelter for many smaller plants and animals.

تاج درختان مسسا سایه و پناهگاهی را برای بسیاری از گیاهان و حیوانات کوچک فراهم می‌کند.

heavy rains caused significant damage to the msasa trees in the protected area.

باران‌های سنگین خسارت قابل توجهی به درختان مسسا در منطقه حفاظت شده وارد کرد.

children love to play among the fallen msasa branches in the forest.

کودکان دوست دارند در میان شاخه‌های افتاده مسسا در جنگل بازی کنند.

the msasa roots spread deep into the soil, anchoring the massive tree securely.

ریشه‌های مسسا به عمق زیادی در خاک گسترش می‌یابند و درخت بزرگ را به طور ایمن ثابت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید