muchacha

[ایالات متحده]/mʊˈtʃɑːtʃə/
[بریتانیا]/mʊˈtʃɑːtʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زن جوان; دختر

عبارات و ترکیب‌ها

muchacha bonita

دختر زیبا

muchacha feliz

دختر خوشحال

muchacha valiente

دختر شجاع

muchacha inteligente

دختر باهوش

muchacha dulce

دختر شیرین

muchacha hermosa

دختر زیبا

muchacha traviesa

دختر شیطان

muchacha talentosa

دختر با استعداد

muchacha soñadora

دختر رویاپرداز

muchacha fuerte

دختر قوی

جملات نمونه

the muchacha danced gracefully at the festival.

دختر جوان به طور ظریف در جشنواره رقصید.

the muchacha helped her friends with their homework.

دختر جوان به دوستانش در انجام تکالیفشان کمک کرد.

the muchacha has a beautiful singing voice.

صدای خوانندگی دختر جوان بسیار زیبا است.

the muchacha enjoys playing soccer with her brothers.

دختر جوان از بازی فوتبال با برادرانش لذت می برد.

the muchacha dreams of traveling the world.

دختر جوان رویای سفر در سراسر جهان را دارد.

the muchacha loves to read books in her free time.

دختر جوان در اوقات فراغت خود عاشق خواندن کتاب است.

the muchacha smiles brightly at everyone she meets.

دختر جوان با خوشحالی با همه ای که ملاقات می کند لبخند می زند.

the muchacha is known for her kindness and generosity.

دختر جوان به خاطر مهربانی و سخاوتش شناخته می شود.

the muchacha painted a beautiful mural in her neighborhood.

دختر جوان یک نقاشی دیواری زیبا در محله خود کشید.

the muchacha volunteered at the local animal shelter.

دختر جوان به طور داوطلبانه در سرپناه حیوانات محلی کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید