muddinesses

[ایالات متحده]/ˈmʌdɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmʌdɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت گل‌آلود یا نامشخص بودن

عبارات و ترکیب‌ها

muddinesses of water

کدر بودن آب

muddinesses in soil

کدر بودن خاک

muddinesses of thoughts

کدر بودن افکار

muddinesses of emotions

کدر بودن احساسات

muddinesses in clarity

کدر بودن وضوح

muddinesses of ideas

کدر بودن ایده‌ها

muddinesses of vision

کدر بودن بینش

muddinesses in communication

کدر بودن ارتباطات

muddinesses of purpose

کدر بودن هدف

muddinesses of perception

کدر بودن ادراک

جملات نمونه

the river's muddinesses made it difficult to see the fish.

گل‌آلود بودن رودخانه باعث می‌شد دیدن ماهی‌ها دشوار باشد.

we need to address the muddinesses in the water supply.

ما باید به گل‌آلودگی در شبکه آب‌رسانی رسیدگی کنیم.

the muddinesses in the lake were caused by recent rainfall.

گل‌آلودگی دریاچه ناشی از بارش‌های اخیر بود.

they tested the muddinesses of various water samples.

آنها گل‌آلودگی نمونه‌های مختلف آب را آزمایش کردند.

reducing the muddinesses can improve aquatic life.

کاهش گل‌آلودگی می‌تواند باعث بهبود زندگی آبزیان شود.

the muddinesses in the pond affected the swimming conditions.

گل‌آلودگی در برکه بر شرایط شنا تأثیر گذاشت.

experts analyzed the muddinesses to determine pollution sources.

متخصصان برای شناسایی منابع آلودگی، گل‌آلودگی را تجزیه و تحلیل کردند.

high muddinesses can indicate a problem with runoff.

گل‌آلودگی بالا می‌تواند نشان‌دهنده مشکلی در روان آب باشد.

they implemented measures to reduce the muddinesses in the estuary.

آنها اقداماتی را برای کاهش گل‌آلودگی در استروید اجرا کردند.

monitoring the muddinesses is essential for water quality management.

نظارت بر گل‌آلودگی برای مدیریت کیفیت آب ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید