mudding

[ایالات متحده]/ˈmʌdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تزریق خاک رس به یک چاه یا حفره

عبارات و ترکیب‌ها

mudding adventure

ماجراجویی گل‌بازی

mudding fun

سرگرمی گل‌بازی

mudding trip

سفر گل‌بازی

mudding season

فصل گل‌بازی

mudding event

رویداد گل‌بازی

mudding competition

مسابقه گل‌بازی

mudding experience

تجربه گل‌بازی

mudding gear

تجهیزات گل‌بازی

mudding vehicle

وسیله نقلیه گل‌بازی

mudding enthusiasts

علاقه‌مندان به گل‌بازی

جملات نمونه

we spent the weekend mudding in the countryside.

ما آخر هفته را در حال گِل‌بازی در حومه شهر سپری کردیم.

he loves mudding with his friends on off-road vehicles.

او عاشق گِل‌بازی با دوستانش در وسایل نقلیه خارج از جاده است.

mudding can be a lot of fun, but it can also be messy.

گِل‌بازی می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد، اما همچنین می‌تواند کثیف باشد.

make sure to wear old clothes when you go mudding.

مطمئن شوید که هنگام گِل‌بازی لباس‌های قدیمی بپوشید.

they organized a mudding event for enthusiasts last weekend.

آنها آخر هفته گذشته یک رویداد گِل‌بازی برای علاقه‌مندان برگزار کردند.

the truck got stuck while mudding in the swamp.

در حالی که در حال گِل‌بازی در مرداب بودند، کامیون گیر کرد.

she took her suv mudding for the first time and loved it.

او برای اولین بار شاسی بلند خود را به گِل‌بازی برد و از آن لذت برد.

after mudding, we had to clean our vehicles thoroughly.

بعد از گِل‌بازی، مجبور شدیم وسایل نقلیه خود را به طور کامل تمیز کنیم.

mudding is a great way to bond with friends and family.

گِل‌بازی راهی عالی برای ایجاد پیوند با دوستان و خانواده است.

he shared tips on how to prepare for a mudding trip.

او نکاتی در مورد نحوه آمادگی برای یک سفر گِل‌بازی به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید