mudhole

[ایالات متحده]/ˈmʌd.həʊl/
[بریتانیا]/ˈmʌd.hoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گودال یا حفره‌ای که با گل پر شده است؛ یک شهر کوچک
Word Forms
جمعmudholes

عبارات و ترکیب‌ها

mudhole jump

پرش در گِل

mudhole crawl

خزیدن در گِل

mudhole pit

گودال گِل

mudhole fun

سرگرمی در گِل

mudhole party

جشن در گِل

mudhole race

مسابقه در گِل

mudhole adventure

ماجراجویی در گِل

mudhole challenge

چالش در گِل

mudhole experience

تجربه در گِل

mudhole obstacle

موانع در گِل

جملات نمونه

the children jumped into the mudhole and started playing.

کودکان به داخل گودال گل پریدند و شروع به بازی کردند.

be careful not to step in the mudhole.

مراقب باشید در گودال گل پا نگذارید.

the truck got stuck in the mudhole during the rain.

کامیون در حین باران در گودال گل گیر کرد.

after the storm, the backyard turned into a huge mudhole.

بعد از طوفان، حیاط پشتی به یک گودال گل بزرگ تبدیل شد.

they had to find a way around the mudhole on the trail.

آنها مجبور شدند راهی برای دور زدن گودال گل در مسیر پیدا کنند.

the dog loved to roll around in the mudhole.

سگ دوست داشت در گودال گل بچرخد.

we decided to avoid the mudhole and take a different path.

ما تصمیم گرفتیم از گودال گل اجتناب کنیم و مسیر دیگری را انتخاب کنیم.

after playing in the mudhole, they were covered in dirt.

بعد از بازی در گودال گل، آنها با خاک پوشیده شده بودند.

the mudhole was a perfect spot for the kids to have fun.

گودال گل مکانی عالی برای تفریح ​​کودکان بود.

he complained about the mudhole ruining his shoes.

او در مورد خراب شدن کفشش به دلیل گودال گل شکایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید