muffs

[ایالات متحده]/mʌfs/
[بریتانیا]/mʌfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع muff; نوعی گرم‌کننده دست
v. سوم شخص مفرد muff; به هم ریختن یا نتوانستن گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

warm muffs

گلدسته های گرم

fuzzy muffs

گلدسته های پشمی

colorful muffs

گلدسته های رنگارنگ

winter muffs

گلدسته های زمستانی

soft muffs

گلدسته های نرم

knitted muffs

گلدسته های بافتنی

plush muffs

گلدسته های لوکس

stylish muffs

گلدسته های شیک

cozy muffs

گلدسته های دنج

ear muffs

گلدسته های گوش

جملات نمونه

she wore stylish muffs to keep her hands warm.

او دستکش‌های شیک پوشید تا دست‌هایش گرم بماند.

he bought a pair of muffs for the winter season.

او یک جفت دستکش برای فصل زمستان خرید.

the children played in the snow while wearing colorful muffs.

بچه ها در حالی که دستکش های رنگارنگ به دست داشتند، در برف بازی کردند.

she knitted some warm muffs as a gift for her friend.

او تعدادی دستکش گرم بافت تا به عنوان هدیه به دوستش بدهد.

he lost one of his muffs during the trip.

او یکی از دستکش هایش را در طول سفر گم کرد.

these muffs are perfect for cold weather activities.

این دستکش ها برای فعالیت های هوای سرد عالی هستند.

she prefers wearing muffs instead of gloves.

او ترجیح می دهد به جای دستکش، دستکش بپوشد.

he was gifted a luxurious pair of fur muffs.

او یک جفت دستکش خز لوکس هدیه گرفت.

the fashion show featured models wearing oversized muffs.

در نمایش مد، مدل ها با دستکش های بزرگ نمایش داده شدند.

she accessorized her outfit with matching muffs.

او لباسش را با دستکش های هماهنگ تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید