warm gloves
دستکشهای گرم
leather gloves
دستکشهای چرمی
wearing gloves
پوشیدن دستکش
put on gloves
پوشیدن دستکش
lose gloves
گم کردن دستکش
new gloves
دستکشهای جدید
old gloves
دستکشهای قدیمی
cotton gloves
دستکشهای نخی
gloves on
دستکشها تن
bought gloves
خریدن دستکش
she wore warm gloves to protect her hands from the cold.
او دستکش گرم پوشید تا دستهایش را از سرما محافظت کند.
he put on his gardening gloves before starting to weed.
او قبل از شروع علفزنی، دستکشهای باغبانی خود را پوشید.
the chef always wears gloves when preparing food.
سرآشپز همیشه هنگام تهیه غذا دستکش میپوشد.
i need to buy a new pair of leather gloves.
من باید یک جفت دستکش چرمی جدید بخرم.
she slipped on her gloves and headed outside.
او دستکشهایش را پوشید و به بیرون رفت.
he lost one of his gloves in the snow.
او یکی از دستکشهایش را در برف گم کرد.
the surgeon carefully put on sterile gloves.
جراح با دقت دستکشهای استریل پوشید.
winter gloves are essential for outdoor activities.
دستکشهای زمستانی برای فعالیتهای خارج از منزل ضروری هستند.
she packed her gloves in her suitcase for the trip.
او دستکشهایش را برای سفر در چمدانش گذاشت.
he washed his hands thoroughly after removing his gloves.
او بعد از درآوردن دستکشهایش، دستهایش را به طور کامل شست.
the child's gloves were too big for his hands.
دستکشهای کودک برای دستهایش خیلی بزرگ بودند.
she found a matching pair of gloves in the drawer.
او یک جفت دستکش همسان در کشو پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید