mugfuls

[ایالات متحده]/ˈmʌɡfʊlz/
[بریتانیا]/ˈmʌɡfəlz/

ترجمه

n. مقدار زیادی که یک ماگ می‌تواند نگه دارد

عبارات و ترکیب‌ها

mugfuls of coffee

لیوان‌های پر از قهوه

mugfuls of tea

لیوان‌های پر از چای

mugfuls of soup

لیوان‌های پر از سوپ

mugfuls of chocolate

لیوان‌های پر از شکلات

mugfuls of cider

لیوان‌های پر از سیب‌زمینی

mugfuls of water

لیوان‌های پر از آب

mugfuls of milk

لیوان‌های پر از شیر

mugfuls of broth

لیوان‌های پر از آبگوشت

mugfuls of stew

لیوان‌های پر از خورش

mugfuls of lemonade

لیوان‌های پر از لیموناد

جملات نمونه

she drank mugfuls of hot chocolate on the cold winter night.

او فنجان‌های بزرگی شکلات داغ در شب سرد زمستانی نوشید.

he filled his mugfuls with coffee to stay awake during the meeting.

او فنجان‌های خود را با قهوه پر کرد تا در طول جلسه بیدار بماند.

they served mugfuls of soup at the charity event.

آنها در رویداد خیریه، فنجان‌های بزرگی سوپ سرو کردند.

after the hike, we enjoyed mugfuls of tea by the campfire.

بعد از پیاده‌روی، ما از نوشیدن فنجان‌های بزرگی چای کنار آتش لذت بردیم.

the kids were delighted with mugfuls of ice cream on a hot day.

بچه‌ها با فنجان‌های بزرگی بستنی در یک روز گرم بسیار خوشحال بودند.

she poured mugfuls of cider for everyone at the party.

او برای همه در مهمانی، فنجان‌های بزرگی سدر ریخت.

he enjoyed mugfuls of freshly brewed herbal tea.

او از نوشیدن فنجان‌های بزرگی چای گیاهی تازه دم لذت برد.

during the winter, i love to sip mugfuls of spiced wine.

در طول زمستان، من عاشق نوشیدن فنجان‌های بزرگی شراب دارچین شده‌ام.

they gathered around the table with mugfuls of warm cider.

آنها دور میز با فنجان‌های بزرگی سدر گرم جمع شدند.

on rainy days, i prefer mugfuls of steaming coffee.

در روزهای بارانی، من ترجیح می‌دهم فنجان‌های بزرگی قهوه بخار کرده بنوشم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید