mugfuls of coffee
لیوانهای پر از قهوه
mugfuls of tea
لیوانهای پر از چای
mugfuls of soup
لیوانهای پر از سوپ
mugfuls of chocolate
لیوانهای پر از شکلات
mugfuls of cider
لیوانهای پر از سیبزمینی
mugfuls of water
لیوانهای پر از آب
mugfuls of milk
لیوانهای پر از شیر
mugfuls of broth
لیوانهای پر از آبگوشت
mugfuls of stew
لیوانهای پر از خورش
mugfuls of lemonade
لیوانهای پر از لیموناد
she drank mugfuls of hot chocolate on the cold winter night.
او فنجانهای بزرگی شکلات داغ در شب سرد زمستانی نوشید.
he filled his mugfuls with coffee to stay awake during the meeting.
او فنجانهای خود را با قهوه پر کرد تا در طول جلسه بیدار بماند.
they served mugfuls of soup at the charity event.
آنها در رویداد خیریه، فنجانهای بزرگی سوپ سرو کردند.
after the hike, we enjoyed mugfuls of tea by the campfire.
بعد از پیادهروی، ما از نوشیدن فنجانهای بزرگی چای کنار آتش لذت بردیم.
the kids were delighted with mugfuls of ice cream on a hot day.
بچهها با فنجانهای بزرگی بستنی در یک روز گرم بسیار خوشحال بودند.
she poured mugfuls of cider for everyone at the party.
او برای همه در مهمانی، فنجانهای بزرگی سدر ریخت.
he enjoyed mugfuls of freshly brewed herbal tea.
او از نوشیدن فنجانهای بزرگی چای گیاهی تازه دم لذت برد.
during the winter, i love to sip mugfuls of spiced wine.
در طول زمستان، من عاشق نوشیدن فنجانهای بزرگی شراب دارچین شدهام.
they gathered around the table with mugfuls of warm cider.
آنها دور میز با فنجانهای بزرگی سدر گرم جمع شدند.
on rainy days, i prefer mugfuls of steaming coffee.
در روزهای بارانی، من ترجیح میدهم فنجانهای بزرگی قهوه بخار کرده بنوشم.
mugfuls of coffee
لیوانهای پر از قهوه
mugfuls of tea
لیوانهای پر از چای
mugfuls of soup
لیوانهای پر از سوپ
mugfuls of chocolate
لیوانهای پر از شکلات
mugfuls of cider
لیوانهای پر از سیبزمینی
mugfuls of water
لیوانهای پر از آب
mugfuls of milk
لیوانهای پر از شیر
mugfuls of broth
لیوانهای پر از آبگوشت
mugfuls of stew
لیوانهای پر از خورش
mugfuls of lemonade
لیوانهای پر از لیموناد
she drank mugfuls of hot chocolate on the cold winter night.
او فنجانهای بزرگی شکلات داغ در شب سرد زمستانی نوشید.
he filled his mugfuls with coffee to stay awake during the meeting.
او فنجانهای خود را با قهوه پر کرد تا در طول جلسه بیدار بماند.
they served mugfuls of soup at the charity event.
آنها در رویداد خیریه، فنجانهای بزرگی سوپ سرو کردند.
after the hike, we enjoyed mugfuls of tea by the campfire.
بعد از پیادهروی، ما از نوشیدن فنجانهای بزرگی چای کنار آتش لذت بردیم.
the kids were delighted with mugfuls of ice cream on a hot day.
بچهها با فنجانهای بزرگی بستنی در یک روز گرم بسیار خوشحال بودند.
she poured mugfuls of cider for everyone at the party.
او برای همه در مهمانی، فنجانهای بزرگی سدر ریخت.
he enjoyed mugfuls of freshly brewed herbal tea.
او از نوشیدن فنجانهای بزرگی چای گیاهی تازه دم لذت برد.
during the winter, i love to sip mugfuls of spiced wine.
در طول زمستان، من عاشق نوشیدن فنجانهای بزرگی شراب دارچین شدهام.
they gathered around the table with mugfuls of warm cider.
آنها دور میز با فنجانهای بزرگی سدر گرم جمع شدند.
on rainy days, i prefer mugfuls of steaming coffee.
در روزهای بارانی، من ترجیح میدهم فنجانهای بزرگی قهوه بخار کرده بنوشم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید