mulla

[ایالات متحده]/ˈmʌlə/
[بریتانیا]/ˈmʌlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوان احترام برای یک معلم، دانشمند یا رهبر مذهبی در کشورهای اسلامی.؛ یک اصطلاح احترام که در کشورهای اسلامی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعmullas

عبارات و ترکیب‌ها

mulla money

پول ملا

mulla talk

گفتگوی ملا

mulla system

سیستم ملا

mulla power

قدرت ملا

mulla role

نقش ملا

mulla influence

تاثیر ملا

mulla culture

فرهنگ ملا

mulla community

جامعه ملا

mulla leader

رهبر ملا

mulla education

آموزش ملا

جملات نمونه

he earned a lot of mulla from his new job.

او مقدار زیادی پول از شغل جدیدش به دست آورد.

she saved up some mulla for her vacation.

او برای تعطیلاتش مقداری پول پس انداز کرد.

investing wisely can help you grow your mulla.

سرمایه‌گذاری هوشمندانه می‌تواند به شما کمک کند تا پول خود را افزایش دهید.

they spent their mulla on a new car.

آنها پول خود را برای یک ماشین جدید خرج کردند.

he always talks about making more mulla.

او همیشه در مورد کسب پول بیشتر صحبت می‌کند.

she wants to save her mulla for a house.

او می‌خواهد پول خود را برای خرید خانه پس انداز کند.

the business venture brought in a lot of mulla.

این طرح تجاری مقدار زیادی پول به ارمغان آورد.

he spends his mulla on luxury items.

او پول خود را روی کالاهای لوکس خرج می‌کند.

making smart financial decisions can increase your mulla.

تصمیمات مالی هوشمندانه می‌توانند باعث افزایش پول شما شوند.

she was thrilled to finally have some mulla to spend.

او از اینکه بالاخره مقداری پول برای خرج کردن داشت بسیار هیجان زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید