multihull design
طراحی چند بدنه
multihull sailing
قایقسواری چند بدنه
multihull boats
قایقهای چند بدنه
multihull yacht
یخچالی چند بدنه
multihull racing
مسابقات قایقسواری چند بدنه
multihull stability
پایداری چند بدنه
multihull construction
ساختمانسازی چند بدنه
multihull performance
عملکرد چند بدنه
multihull cruising
گردش با قایق چند بدنه
multihull features
ویژگیهای چند بدنه
he decided to buy a multihull for better stability on the water.
او تصمیم گرفت برای پایداری بیشتر روی آب، یک چند بدنه بخرد.
multihull boats are often faster than traditional monohulls.
کشتیهای چند بدنه اغلب سریعتر از مونوهالهای سنتی هستند.
she enjoys sailing her multihull during the summer months.
او از قایقرانی با چند بدنه خود در ماههای تابستان لذت میبرد.
many sailors prefer multihulls for their spacious interior.
بسیاری از قایقرانان به دلیل فضای داخلی جادار، چند بدنه را ترجیح میدهند.
the multihull design allows for greater speed and efficiency.
طراحی چند بدنه به سرعت و کارایی بیشتر اجازه میدهد.
he learned how to navigate a multihull at a sailing school.
او یاد گرفت که چگونه یک چند بدنه را در یک مدرسه قایقرانی هدایت کند.
multihulls are popular for long-distance cruising.
چند بدنه برای کروزینگ مسافت طولانی محبوب هستند.
she attended a seminar on multihull maintenance.
او در یک سمینار در مورد نگهداری چند بدنه شرکت کرد.
his dream is to circumnavigate the globe in a multihull.
رویای او این است که با یک چند بدنه جهان را دور بزند.
they joined a club dedicated to multihull enthusiasts.
آنها به یک باشگاه اختصاص داده شده به علاقهمندان به چند بدنه پیوستند.
multihull design
طراحی چند بدنه
multihull sailing
قایقسواری چند بدنه
multihull boats
قایقهای چند بدنه
multihull yacht
یخچالی چند بدنه
multihull racing
مسابقات قایقسواری چند بدنه
multihull stability
پایداری چند بدنه
multihull construction
ساختمانسازی چند بدنه
multihull performance
عملکرد چند بدنه
multihull cruising
گردش با قایق چند بدنه
multihull features
ویژگیهای چند بدنه
he decided to buy a multihull for better stability on the water.
او تصمیم گرفت برای پایداری بیشتر روی آب، یک چند بدنه بخرد.
multihull boats are often faster than traditional monohulls.
کشتیهای چند بدنه اغلب سریعتر از مونوهالهای سنتی هستند.
she enjoys sailing her multihull during the summer months.
او از قایقرانی با چند بدنه خود در ماههای تابستان لذت میبرد.
many sailors prefer multihulls for their spacious interior.
بسیاری از قایقرانان به دلیل فضای داخلی جادار، چند بدنه را ترجیح میدهند.
the multihull design allows for greater speed and efficiency.
طراحی چند بدنه به سرعت و کارایی بیشتر اجازه میدهد.
he learned how to navigate a multihull at a sailing school.
او یاد گرفت که چگونه یک چند بدنه را در یک مدرسه قایقرانی هدایت کند.
multihulls are popular for long-distance cruising.
چند بدنه برای کروزینگ مسافت طولانی محبوب هستند.
she attended a seminar on multihull maintenance.
او در یک سمینار در مورد نگهداری چند بدنه شرکت کرد.
his dream is to circumnavigate the globe in a multihull.
رویای او این است که با یک چند بدنه جهان را دور بزند.
they joined a club dedicated to multihull enthusiasts.
آنها به یک باشگاه اختصاص داده شده به علاقهمندان به چند بدنه پیوستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید