multiped

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪpɛd/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪˌpɛd/

ترجمه

n. هر موجودی با پاهای زیاد
adj. دارای پاهای زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

multiped organism

موجودات چند پا

multiped creature

موجود چند پا

multiped species

گونه‌های چند پا

multiped insect

حشره چند پا

multiped model

مدل چند پا

multiped design

طراحی چند پا

multiped robot

ربات چند پا

multiped movement

حرکت چند پا

multiped architecture

معماری چند پا

multiped adaptation

سازگاری چند پا

جملات نمونه

the multiped creature scurried across the forest floor.

موجود چند پا روی زمین جنگل به سرعت حرکت کرد.

scientists discovered a new multiped species in the cave.

دانشمندان گونه جدیدی از موجودات چند پا را در غار کشف کردند.

multiped insects play a crucial role in the ecosystem.

حشرات چند پا نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

she was fascinated by the multiped animals in the museum.

او مجذوب حیوانات چند پا در موزه شد.

multiped creatures often have unique survival strategies.

موجودات چند پا اغلب دارای استراتژی‌های بقای منحصر به فرد هستند.

the multiped design of the robot allows for better mobility.

طراحی چند پا ربات به آن اجازه می‌دهد تا تحرک بهتری داشته باشد.

during the hike, we spotted a multiped crawling on a rock.

در طول پیاده‌روی، یک موجود چند پا را روی سنگ دیدیم.

multiped organisms can be found in various habitats.

موجودات چند پا را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

the multiped structure of the machine enhances its stability.

ساختار چند پای دستگاه پایداری آن را افزایش می‌دهد.

we learned about the multiped behavior of certain species in class.

ما در کلاس درباره رفتار چند پای برخی از گونه‌ها یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید