millipede

[ایالات متحده]/'mɪlɪpiːd/
[بریتانیا]/'mɪlɪpid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزارپا

جملات نمونه

I saw a millipede crawling on the ground.

من یک هزارپای را روی زمین خزنده‌ دیدم.

The millipede curled up into a tight spiral when disturbed.

وقتی آزار داده می‌شد، هزارپا به یک مارپیچ محکم جمع می‌شد.

Millipedes are known for their numerous legs.

هزارپاها به خاطر تعداد زیاد پاهاشان شناخته شده‌اند.

The millipede moved slowly across the forest floor.

هزارپا به آرامی روی زمین جنگلی حرکت کرد.

Millipedes play an important role in the ecosystem.

هزارپاها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

I accidentally stepped on a millipede while hiking.

من به طور تصادفی در حین پیاده‌روی روی یک هزارپا پا گذاشتم.

Millipedes are often found in damp and dark environments.

هزارپاها اغلب در محیط‌های مرطوب و تاریک یافت می‌شوند.

The millipede's exoskeleton provides protection.

اسکلت بیرونی هزارپا محافظت فراهم می‌کند.

Some millipedes can emit a foul-smelling liquid as a defense mechanism.

برخی از هزارپاها می‌توانند به عنوان یک مکانیسم دفاعی، مایعی با بوی نامطبوع منتشر کنند.

Millipedes are fascinating creatures with unique characteristics.

هزارپاها موجوداتی جذاب با ویژگی‌های منحصر به فرد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید