multiplayer

[ایالات متحده]/ˈmʌltiˌpleɪə/
[بریتانیا]/ˈmʌltiˌpleɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل چندین بازیکن
n. یک بازی که توسط چندین بازیکن انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

multiplayer game

بازی چند نفره

multiplayer mode

حالت چند نفره

multiplayer online

چند نفره آنلاین

multiplayer server

سرور چند نفره

multiplayer battle

نبرد چند نفره

multiplayer lobby

لابی چند نفره

multiplayer experience

تجربه چند نفره

multiplayer competition

رقابت چند نفره

multiplayer strategy

استراتژی چند نفره

multiplayer session

جلسه چند نفره

جملات نمونه

multiplayer games are more fun with friends.

بازی‌های چند نفره با دوستان سرگرم‌کننده‌تر هستند.

she enjoys playing multiplayer online games.

او از بازی کردن بازی‌های آنلاین چند نفره لذت می‌برد.

we organized a multiplayer tournament last weekend.

ما آخر هفته گذشته یک تورنمنت چند نفره برگزار کردیم.

multiplayer modes can enhance teamwork skills.

حالت‌های چند نفره می‌توانند مهارت‌های کار گروهی را افزایش دهند.

he prefers multiplayer experiences over single-player ones.

او ترجیح می‌دهد تجربه‌های چند نفره را نسبت به حالت تک نفره.

many multiplayer games require good internet connection.

بسیاری از بازی‌های چند نفره به اتصال اینترنت خوب نیاز دارند.

they often stream their multiplayer gaming sessions online.

آنها اغلب جلسات بازی چند نفره خود را به صورت آنلاین پخش می‌کنند.

multiplayer features attract a larger player base.

ویژگی‌های چند نفره، پایگاه بازیکنان بزرگتری را جذب می‌کنند.

cooperative multiplayer games require good communication.

بازی‌های چند نفره تعاملی به برقراری ارتباط خوب نیاز دارند.

he is developing a new multiplayer game concept.

او در حال توسعه یک مفهوم جدید بازی چند نفره است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید