multiprotic

[ایالات متحده]//ˌmʌltɪˈprɒtɪk//
[بریتانیا]//ˌmʌltɪˈproʊtɪk//

ترجمه

adj. (در مورد یک اسید) دارای بیش از یک پروتون اسیدی؛ مربوط به یک مولکول که در یک واکنش اسید-baz می‌تواند بیش از یک پروتون (یون هیدروژن) را اهدای کند.

جملات نمونه

multiprotic acids can donate more than one proton.

اسیدهای چندپروتونی می‌توانند بیش از یک پروتون را اهدای کنند.

sulfuric acid is a common multiprotic acid.

اسید گوگردی یک اسید چندپروتونی رایج است.

phosphoric acid is a triprotic multiprotic acid.

اسید فسفریک یک اسید چندپروتونی سه‌پروتونی است.

the multiprotic nature of carbonic acid affects its buffering capacity.

خاصیت چندپروتونی اسید کربونیک بر ظرفیت بافر آن تأثیر می‌گذارد.

multiprotic bases can accept multiple protons.

bazهای چندپروتونی می‌توانند چندین پروتون را پذیرا کنند.

citric acid is an example of a multiprotic acid.

اسید سیتریک یک نمونه از اسید چندپروتونی است.

the multiprotic acid dissociates in steps.

اسید چندپروتونی به طور گام‌به‌گام تجزیه می‌شود.

multiprotic acids have multiple dissociation constants.

اسیدهای چندپروتونی دارای ثابت‌های تجزیه چندگانه هستند.

understanding multiprotic acid behavior is important in chemistry.

درک رفتار اسیدهای چندپروتونی در شیمی مهم است.

carbonic acid is a diprotic multiprotic acid.

اسید کربونیک یک اسید چندپروتونی دوپروتونی است.

multiprotic acids are commonly used in buffer solutions.

اسیدهای چندپروتونی به طور گسترده در محلول‌های بافر استفاده می‌شوند.

the titration curve of a multiprotic acid shows multiple equivalence points.

منحنی تیتراسیون اسید چندپروتونی چند نقطه معادل را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید