buffer

[ایالات متحده]/ˈbʌfə(r)/
[بریتانیا]/ˈbʌfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص (یا چیز) که به عنوان یک بالشتک یا جذب کننده شوک عمل می‌کند؛ دستگاهی که برای کاهش تأثیر یا شوک استفاده می‌شود
vt. کاهش تأثیر یا شوک؛ بالشتک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

buffer overflow

سرریز بافر

buffer zone

منطقه بافر

buffer solution

حلول بافر

data buffer

بافر داده

buffer layer

لایه بافر

buffer capacity

ظرفیت بافر

phosphate buffer

بافر فسفات

buffer area

مساحت بافر

frame buffer

بافر فریم

buffer system

سیستم بافر

buffer gas

گاز بافر

buffer pool

استخر بافر

memory buffer

بافر حافظه

buffer memory

حافظه بافر

buffer circuit

مدار بافر

buffer time

زمان بافر

oil buffer

بافر روغن

buffer action

عملکرد بافر

buffer state

وضعیت بافر

intermediate buffer

بافر میانی

جملات نمونه

Now we need a vertex buffer.

ما الان به یک بافر顶点 نیاز داریم.

Family and friends can provide a buffer against stress.

خانواده و دوستان می توانند یک سپر در برابر استرس فراهم کنند.

the massage helped to buffer the strain.

ماساژ به کاهش فشار کمک کرد.

add organic matter to buffer the resulting alkalinity.

برای خنثی کردن قلیای ناشی از آن، مواد آلی اضافه کنید.

a distinguished old buffer .

یک بافر قدیمی و متمایز.

The drug buffered his pain.

دارو درد او را کاهش داد.

A little money can be a useful buffer in time of need.

کمی پول می تواند در زمان نیاز یک سپر مفید باشد.

Romantic love will buffer you against life's hardships.

عشق رمانتیک شما را در برابر سختی های زندگی محافظت می کند.

demilitarize a buffer zone between hostile countries.

ایجاد یک منطقه بافر غیرنظامی بین کشورهای خصمانه.

specimens were fixed in buffered formalin.

نمونه ها در فرمالین بافر ثابت شدند.

The synthesis conditions, chelant, metal ion and buffer were optimized.

شرایط سنتز، عامل اتصال، یون فلزی و بافر بهینه شد.

Other features include support formulti-session recording and Buffer Underrun Protection.

سایر ویژگی ها شامل پشتیبانی از ضبط جلسات متعدد و محافظت از کمبود بافر است.

Fixed a buffer overflow inside the wordwrap() function.

سرریز بافر در داخل تابع wordwrap() رفع شد.

Cacodylic acid, or sodium cacodylate is an arsenical compound and popular crystallization buffer and is not compatible with reducing agents.

اسید کاکودیلیک، یا سدیم کاکودیلات یک ترکیب حاوی آرسنیک و بافر تبلور محبوب است و با عوامل کاهنده سازگار نیست.

His big ideas for expanding the business hit the buffers yesterday when the board of directors rejected his proposals.

ایده های بزرگ او برای گسترش کسب و کار دیروز به بن بست رسید زمانی که هیئت مدیره پیشنهادات او را رد کرد.

A data structure that can often be useful for lockless producer/consumer tasks is the circular buffer .

یک ساختار داده که اغلب می تواند برای وظایف تولید کننده / مصرف کننده بدون قفل مفید باشد ، بافر گرد است.

apply to muffer,spring of auto parts,oil tank ,frame,tailstock,buffer of motorcycle,bicycle frame coating.

قابل استفاده برای مهارش صدا، فنر قطعات خودرو، مخزن روغن، فریم، دمند، ضربه‌گیر موتورسیکلت، پوشش فریم دوچرخه.

This occurs when data are strobed into the buffer using /STB or when data are written using OUT.

این زمانی اتفاق می افتد که داده ها با استفاده از /STB در بافر ضربه می زنند یا داده ها با استفاده از OUT نوشته می شوند.

The dissolution of megestrol acetate soft capsules was investigated, using 2% Sodium dodecyl sulfate in acetate buffer solution (pH4.

حلالیت کپسول های نرم منگسترول استات مورد بررسی قرار گرفت و از محلول بافر استات (pH4) با 2% سدیم دودسیل سولفات استفاده شد.

log.trace("Could noy write entire buffer, return.");

log.trace("امکان نوشتن کل بافر وجود نداشت، بازگشت.");

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید