multisubunit

[ایالات متحده]/ˌmʌltɪˈsʌbjuːnɪt/
[بریتانیا]/ˌmʌltɪˈsʌbjuːnɪt/

ترجمه

adj. شامل زیرواحد‌های متعدد؛ دارای ساختاری که از چندین زیرواحد تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

multisubunit complex

پیچ چند زیرواحدی

multisubunit proteins

پروتئین‌های چند زیرواحدی

multisubunit enzymes

آنزیم‌های چند زیرواحدی

multisubunit structure

ساختار چند زیرواحدی

multisubunit assembly

مونتاژ چند زیرواحدی

multisubunit nature

طبیعت چند زیرواحدی

multisubunit machinery

ماشینری چند زیرواحدی

multisubunit complexes

پیچ‌های چند زیرواحدی

multisubunit receptor

گیرنده چند زیرواحدی

multisubunit channel

کانال چند زیرواحدی

جملات نمونه

the ribosome is a massive multisubunit complex essential for protein synthesis in all living cells.

ریبوزوم یک مجموعه چند زیرواحدی بزرگ و ضروری برای سنتز پروتئین در تمام سلول‌های زنده است.

atp synthase functions as a multisubunit enzyme that converts adp to atp across cellular membranes.

ATP سنتاز به عنوان یک آنزیم چند زیرواحدی عمل می‌کند که ADP را به ATP در سراسر غشاهای سلولی تبدیل می‌کند.

scientists are studying the multisubunit structure of this viral capsid to develop new antiviral drugs.

محققان در حال مطالعه ساختار چند زیرواحدی این کاپسید ویروسی برای توسعه داروهای ضد ویروسی جدید هستند.

the multisubunit assembly of the proteasome allows it to degrade damaged proteins efficiently.

مونتاژ چند زیرواحدی پروتئازوم به آن اجازه می‌دهد تا به طور مؤثر پروتئین‌های آسیب‌دیده را تجزیه کند.

many ion channels are multisubunit proteins that regulate the flow of ions across cell membranes.

بسیاری از کانال‌های یونی پروتئین‌های چند زیرواحدی هستند که جریان یون‌ها را در سراسر غشاهای سلولی تنظیم می‌کنند.

the multisubunit nature of this receptor makes it a challenging target for drug development.

ماهیت چند زیرواحدی این گیرنده آن را به یک هدف چالش‌برانگیز برای توسعه دارو تبدیل می‌کند.

researchers have identified a new multisubunit complex involved in dna repair mechanisms.

محققان یک مجموعه چند زیرواحدی جدید درگیر در مکانیسم‌های ترمیم DNA شناسایی کرده‌اند.

the bacterial flagellum operates as a multisubunit motor that propels the cell forward.

باکتری فلژل به عنوان یک موتور چند زیرواحدی عمل می‌کند که سلول را به جلو می‌برد.

multisubunit enzymes often require precise subunit interactions to maintain catalytic activity.

آنزیم‌های چند زیرواحدی اغلب به تعاملات دقیق زیرواحد برای حفظ فعالیت کاتالیزوری نیاز دارند.

the multisubunit architecture of this complex provides structural stability and functional diversity.

معماری چند زیرواحدی این مجموعه پایداری ساختاری و تنوع عملکردی را فراهم می‌کند.

transcription factors can form multisubunit complexes that control gene expression patterns.

عوامل رونویسی می‌توانند مجموعه‌های چند زیرواحدی تشکیل دهند که الگوهای بیان ژن را کنترل می‌کنند.

the multisubunit composition of this protein machine allows for sophisticated regulatory mechanisms.

ترکیب چند زیرواحدی این ماشین پروتئینی به مکانیسم‌های تنظیم پیچیده اجازه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید