murines

[ایالات متحده]/ˈmjʊəraɪnz/
[بریتانیا]/ˈmjʊrɪnz/

ترجمه

n. جوندگان خانواده Muridae
adj. مربوط به خانواده Muridae

عبارات و ترکیب‌ها

murines model

مدل موش‌ها

murines studies

مطالعات موش‌ها

murines behavior

رفتار موش‌ها

murines genetics

ژنتیک موش‌ها

murines diseases

بیماری‌های موش‌ها

murines models

مدل‌های موش‌ها

murines trials

آزمایش‌های موش‌ها

murines research

تحقیقات موش‌ها

murines systems

سیستم‌های موش‌ها

murines species

گونه‌های موش‌ها

جملات نمونه

murines are often used in scientific research.

موش‌ها اغلب در تحقیقات علمی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

many murines have a high reproductive rate.

بسیاری از موش‌ها نرخ تولید مثل بالایی دارند.

murines can be found in various habitats.

موش‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

researchers study murines to understand human diseases.

محققان موش‌ها را مطالعه می‌کنند تا بیماری‌های انسانی را درک کنند.

some murines are kept as pets.

برخی از موش‌ها به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌شوند.

murines have a diverse diet that includes seeds and insects.

موش‌ها رژیم غذایی متنوعی دارند که شامل دانه‌ها و حشرات است.

murines play a significant role in the ecosystem.

موش‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

some diseases can be transmitted from murines to humans.

برخی از بیماری‌ها می‌توانند از موش‌ها به انسان منتقل شوند.

murines are known for their agility and speed.

موش‌ها به دلیل چابکی و سرعت خود شناخته می‌شوند.

studying murines helps scientists develop new treatments.

مطالعه موش‌ها به دانشمندان کمک می‌کند تا درمان‌های جدیدی را توسعه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید