rats

[ایالات متحده]/ræts/
[بریتانیا]/ræts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع موش; یک جوندۀ; یک شخص حقیر
v. موش‌ها را گرفتن; خیانت کردن
int. مزخرفات; صحبت‌های احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

scared rats

موش‌های ترسیده

squeaky rats

موش‌های جیرجیرکن

dirty rats

موش‌های کثیف

big rats

موش‌های بزرگ

smart rats

موش‌های باهوش

pet rats

موش‌های خانگی

fighting rats

موش‌های درگیر

wild rats

موش‌های وحشی

black rats

موش‌های سیاه

white rats

موش‌های سفید

جملات نمونه

rats are known for their intelligence.

موش‌ها به دلیل هوش خود شناخته شده‌اند.

some people keep rats as pets.

برخی از افراد موش‌ها را به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌کنند.

rats can reproduce quickly in the wild.

موش‌ها می‌توانند به سرعت در طبیعت تولید مثل کنند.

scientists study rats to understand human diseases.

دانشمندان موش‌ها را برای درک بیماری‌های انسانی مطالعه می‌کنند.

rats are often used in laboratory experiments.

موش‌ها اغلب در آزمایش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌شوند.

in some cultures, rats are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، موش‌ها به عنوان غذای لذیذ در نظر گرفته می‌شوند.

rats can carry various diseases.

موش‌ها می‌توانند بیماری‌های مختلفی را حمل کنند.

people often associate rats with filth.

افراد اغلب موش‌ها را با کثیفی مرتبط می‌کنند.

rats have sharp teeth for gnawing.

موش‌ها دندان‌های تیز برای جویدن دارند.

there are many species of rats around the world.

در سراسر جهان گونه‌های زیادی از موش وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید