muscarinic

[ایالات متحده]/ˌmʌskəˈrɪnɪk/
[بریتانیا]/ˌmʌskəˈrɪnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به موسکارین، یک سم قارچی که برخی گیرنده‌های آسیت‌کلرید محرک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

muscarinic receptor

گیرنده موسکارینی

muscarinic agonist

اگونیست موسکارینی

muscarinic antagonist

آنتاگونیست موسکارینی

muscarinic blockade

ممانعت موسکارینی

muscarinic activity

فعالیت موسکارینی

muscarinic effects

اثرات موسکارینی

muscarinic stimulation

تحریک موسکارینی

muscarinic agent

ماده موسکارینی

muscarinic drug

داروی موسکارینی

muscarinic nerves

нерوس موسکارینی

جملات نمونه

muscarinic receptors play a vital role in the parasympathetic nervous system.

گیرنده‌های موسکارینی در سیستم عصبی پاراسیمپاتیک نقش حیاتی دارند.

acetylcholine acts as the primary agonist for both nicotinic and muscarinic receptors.

اسیتیل کولین به عنوان آگونیست اصلی برای هر دو گیرنده‌های نیکوتینیک و موسکارینی عمل می‌کند.

atropine is a well-known competitive antagonist of muscarinic acetylcholine receptors.

اتروپین یک آنتاگونیست رقیب معروف برای گیرنده‌های اسیتیل کولین موسکارینی است.

scientists classify muscarinic receptors into five distinct subtypes, labeled m1 through m5.

دانشمندان گیرنده‌های موسکارینی را به پنج زیرگروه متمایز تقسیم می‌کنند که از m1 تا m5 برچسب گذاری شده‌اند.

activation of muscarinic receptors typically leads to a decrease in heart rate.

فعال سازی گیرنده‌های موسکارینی معمولاً منجر به کاهش نرخ قلبی می‌شود.

scopolamine effectively blocks muscarinic signaling in the central nervous system.

اسکوپولامین به طور موثری سیگنال‌دهی موسکارینی را در سیستم عصبی مرکزی مسدود می‌کند.

the m2 muscarinic receptor subtype is predominantly found in the heart muscle.

زیرگروه m2 گیرنده‌های موسکارینی به طور اصلی در بافت قلب یافت می‌شود.

selective muscarinic agonists are being investigated as potential treatments for cognitive disorders.

آگونیست‌های انتخابی موسکارینی به عنوان درمان‌های احتمالی برای اختلالات شناختی مورد بررسی قرار می‌گیرند.

side effects of these drugs are often caused by non-selective muscarinic binding.

عوارض جانبی این داروها اغلب توسط پیوند غیر انتخابی موسکارینی ایجاد می‌شود.

the signal transduction mechanism involves g-proteins coupled to the muscarinic receptor.

مکانیسم انتقال سیگنال شامل پروتئین‌های G که به گیرنده موسکارینی متصل شده‌اند می‌باشد.

bladder contraction is regulated by the m3 muscarinic receptor subtype.

قبضه‌ای شدن مثانه توسط زیرگروه m3 گیرنده‌های موسکارینی تنظیم می‌شود.

pilocarpine is a medication used to stimulate muscarinic receptors in the eye.

پیلوکارپین دارویی است که برای تحریک گیرنده‌های موسکارینی در چشم استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید