agonist

[ایالات متحده]/'ægənɪst/
[بریتانیا]/'ægənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله‌ای که در پاسخ به تحریک منقبض می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

agonist activity

فعالیت آگونیست

agonist effect

اثر آگونیست

جملات نمونه

OBJECTIVE: To evaluate the efficiency and safety of partial dopamine re ceptor agonist in clinical application.

هدف: ارزیابی کارایی و ایمنی آگونیست جزئی گیرنده دوپامین در کاربرد بالینی.

Clonidine and neostigmine are α2 adrenergic receptor agonist and acetycholine esterase catastaltic, Animal experiment and clinical research confirmed that both of them have analgesic effect.

کلونیدین و نوئوستگمین آگونیست α2 گیرنده آدرنرژیک و کاتالیزور استراز آسیتیل کولین هستند، آزمایشات حیوانی و تحقیقات بالینی تایید کردند که هر دو اثر ضد درد دارند.

Ropinirole is a modern, non ergoline dopamine agonist which has been shown to be effective as monotherapy as well as combination therapy against idiopathic P arkinsons disease.

روپین‌رول یک آگونیست دوپامین مدرن و غیر ارگولین است که به عنوان درمان تک دارویی و همچنین درمان ترکیبی در برابر بیماری پارکینسون ایدیوپاتیک مؤثر نشان داده شده است.

Adverse effects associated with short-term gonadorelin agonists are common, but are rarely serious enough to require drug withdrawal.

اثرات نامطلوب مرتبط با آگونیست‌های گونادوترلین با دوره کوتاه مدت شایع هستند، اما به ندرت به حدی جدی هستند که نیاز به قطع مصرف دارو باشد.

Ropinirole,a dopamine agonist,has similar effect of dopamine but without ergoline structure by which its stronger binding power with dopamine D2 receptor may be explained.

روپین‌رول، یک آگونیست دوپامین، اثرات مشابه دوپامین را دارد اما بدون ساختار ارگولین که می تواند قدرت اتصال قوی تر آن به گیرنده D2 دوپامین را توضیح دهد.

The drug acts as an agonist at the receptor site.

این دارو به عنوان یک آگونیست در محل گیرنده عمل می کند.

The athlete used an agonist to enhance performance.

ورزشکار از یک آگونیست برای افزایش عملکرد استفاده کرد.

The agonist medication helps to relieve muscle pain.

داروی آگونیست به تسکین درد عضلانی کمک می کند.

The agonist binds to the receptor and activates it.

آگونیست به گیرنده متصل می شود و آن را فعال می کند.

The doctor prescribed an agonist for the patient's condition.

پزشک آگونیستی برای وضعیت بیمار تجویز کرد.

Researchers are studying the effects of different agonists on the body.

محققان در حال بررسی اثرات آگونیست های مختلف بر بدن هستند.

The agonist mimics the natural neurotransmitter in the brain.

آگونیست تقلید کننده انتقال دهنده عصبی طبیعی در مغز است.

Athletes sometimes misuse agonists to gain an unfair advantage.

ورزشکاران گاهی اوقات از آگونیست ها سوء استفاده می کنند تا مزیت ناعادلی کسب کنند.

The agonist therapy is part of the treatment plan for the patient.

درمان آگونیستی بخشی از برنامه درمانی بیمار است.

The agonist competes with other molecules for binding to the receptor.

آگونیست با مولکول های دیگر برای اتصال به گیرنده رقابت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید