muscovites

[ایالات متحده]/ˈmʌskəvaɪts/
[بریتانیا]/ˈmʌskəvaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم روسی; ساکنان مسکو
adj. مربوط به مردم روسی; مربوط به ساکنان مسکو

عبارات و ترکیب‌ها

muscovites enjoy

مسکووی‌ها از آن لذت می‌برند

muscovites celebrate

مسکووی‌ها جشن می‌گیرند

muscovites love

مسکووی‌ها دوست دارند

muscovites prefer

مسکووی‌ها ترجیح می‌دهند

muscovites gather

مسکووی‌ها گرد هم می‌آیند

muscovites relax

مسکووی‌ها استراحت می‌کنند

muscovites shop

مسکووی‌ها خرید می‌کنند

muscovites travel

مسکووی‌ها سفر می‌کنند

muscovites participate

مسکووی‌ها شرکت می‌کنند

muscovites support

مسکووی‌ها حمایت می‌کنند

جملات نمونه

muscovites enjoy their vibrant cultural scene.

مسکویی‌ها از صحنه فرهنگی پر جنب و جوش خود لذت می برند.

many muscovites prefer to travel by metro.

بسیاری از مسکووی ها ترجیح می دهند با مترو سفر کنند.

muscovites often gather in parks during summer.

مسکووی ها اغلب در تابستان در پارک ها جمع می شوند.

during winter, muscovites enjoy ice skating.

در طول زمستان، مسکووی ها از اسکیت سواری لذت می برند.

muscovites are known for their hospitality.

مسکووی ها به خاطر مهمان نوازی خود مشهور هستند.

many muscovites celebrate new year with fireworks.

بسیاری از مسکووی ها سال نو را با آتش بازی جشن می گیرند.

muscovites take pride in their historical landmarks.

مسکووی ها به نقاط دیدنی تاریخی خود افتخار می کنند.

every year, muscovites participate in the victory day parade.

هر سال، مسکووی ها در رژه روز پیروزی شرکت می کنند.

muscovites often enjoy traditional russian cuisine.

مسکووی ها اغلب از غذاهای سنتی روسی لذت می برند.

muscovites are used to the city's fast-paced lifestyle.

مسکووی ها به سبک زندگی پر سرعت شهر عادت کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید