musettes

[ایالات متحده]/mjuːˈzɛt/
[بریتانیا]/mjuˈzɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (فرانسوی) دُنبُک کوچک؛ قطعه موسیقی در سبک روستایی

عبارات و ترکیب‌ها

musette bag

کیف موتت

musette tune

ملودی موتت

musette player

نوازنده موتت

musette dance

رقص موتت

musette style

سبک موتت

musette festival

جشنواره موتت

musette performance

اجرای موتت

musette music

موسیقی موتت

musette concert

کنسرت موتت

musette competition

مسابقه موتت

جملات نمونه

he played the musette beautifully at the concert.

او به طور زیبا ساز موازه را در کنسرت اجرا کرد.

the musette is a traditional french bagpipe.

موازه یک نوع سازنبوق فرانسوی سنتی است.

she learned to play the musette during her music lessons.

او در طول کلاس های موسیقی خود یاد گرفت که ساز موازه را بنوازد.

the musette has a unique sound that captivates audiences.

موازه صدایی منحصر به فرد دارد که مخاطبان را مجذوب خود می کند.

at the festival, there was a musette performance that amazed everyone.

در جشنواره، اجرای ساز موازه وجود داشت که همه را شگفت زده کرد.

he bought a vintage musette from a local shop.

او یک ساز موازه قدیمی را از یک مغازه محلی خرید.

the musette is often used in folk music across europe.

ساز موازه اغلب در موسیقی محلی در سراسر اروپا استفاده می شود.

she dreams of playing the musette in a grand orchestra.

او رویای نواختن ساز موازه در یک ارکستر بزرگ را دارد.

learning to play the musette requires dedication and practice.

یادگیری نواختن ساز موازه نیاز به تعهد و تمرین دارد.

the musette is often featured in traditional dance music.

ساز موازه اغلب در موسیقی رقص سنتی به چشم می خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید