| جمع | museumgoers |
the avid museumgoer spent her entire weekend exploring the new modern art wing.
کسی که به شدت علاقهمند به موزهگردی است، تمام این هفتهای را به دنبال کاوش در بخش جدید هنر مدرن گذراند.
most museumgoers gravitate towards the famous mona lisa display immediately upon entering.
بیشتر موزهگردها به نمایش معروف مونا لیزا فورا پس از ورود جذب میشوند.
a casual museumgoer might only spend an hour viewing the highlights of the collection.
یک موزهگرد غیررسمی ممکن است تنها یک ساعت را به دیدن نمایشگاههای اصلی مجموعه اختصاص دهد.
the museum offers a discount for frequent museumgoers who purchase an annual membership.
موزه به موزهگردهای مکرر که عضویت سالیانه خریداری میکنند، تخفیف میدهد.
audio guides provide essential context that enhances the experience for every museumgoer.
راهنمای صوتی زمینههای ضروری ارائه میدهد که تجربه را برای هر موزهگرد بهبود میبخشد.
serious museumgoers appreciate the quiet atmosphere dedicated to historical preservation.
موزهگردهای جدی از فضای آرام که به حفظ تاریخ اختصاص داده شده است، لذت میبرند.
interactive exhibits are designed to engage the young museumgoer.
نمایشگاههای تعاملی برای جذب موزهگردهای جوان طراحی شدهاند.
the museumgoer photographed the sculpture from multiple angles to capture its detail.
موزهگرد از این مجسمه از چند زاویه عکس گرفت تا جزئیات آن را ثبت کند.
exhausted museumgoers rested on the benches located in the center of the gallery.
موزهگردهای خسته روی صندلیهایی که در مرکز گالری قرار داشتند، استراحت کردند.
every museumgoer must wear a badge identifying them as a ticket holder.
هر موزهگرد باید یک گرامپی داشته باشد که نشاندهنده این است که دارای بلیت است.
the cafe provides a welcome break for the hungry museumgoer.
کافه برای موزهگردهای گرسنه یک استراحت خوشآمیز ارائه میدهد.
international museumgoers often visit the gift shop to buy unique souvenirs.
موزهگردهای بینالمللی اغلب به فروشگاه هدیه مراجعه میکنند تا هدیههای منحصر به فرد بخرند.
the avid museumgoer spent her entire weekend exploring the new modern art wing.
کسی که به شدت علاقهمند به موزهگردی است، تمام این هفتهای را به دنبال کاوش در بخش جدید هنر مدرن گذراند.
most museumgoers gravitate towards the famous mona lisa display immediately upon entering.
بیشتر موزهگردها به نمایش معروف مونا لیزا فورا پس از ورود جذب میشوند.
a casual museumgoer might only spend an hour viewing the highlights of the collection.
یک موزهگرد غیررسمی ممکن است تنها یک ساعت را به دیدن نمایشگاههای اصلی مجموعه اختصاص دهد.
the museum offers a discount for frequent museumgoers who purchase an annual membership.
موزه به موزهگردهای مکرر که عضویت سالیانه خریداری میکنند، تخفیف میدهد.
audio guides provide essential context that enhances the experience for every museumgoer.
راهنمای صوتی زمینههای ضروری ارائه میدهد که تجربه را برای هر موزهگرد بهبود میبخشد.
serious museumgoers appreciate the quiet atmosphere dedicated to historical preservation.
موزهگردهای جدی از فضای آرام که به حفظ تاریخ اختصاص داده شده است، لذت میبرند.
interactive exhibits are designed to engage the young museumgoer.
نمایشگاههای تعاملی برای جذب موزهگردهای جوان طراحی شدهاند.
the museumgoer photographed the sculpture from multiple angles to capture its detail.
موزهگرد از این مجسمه از چند زاویه عکس گرفت تا جزئیات آن را ثبت کند.
exhausted museumgoers rested on the benches located in the center of the gallery.
موزهگردهای خسته روی صندلیهایی که در مرکز گالری قرار داشتند، استراحت کردند.
every museumgoer must wear a badge identifying them as a ticket holder.
هر موزهگرد باید یک گرامپی داشته باشد که نشاندهنده این است که دارای بلیت است.
the cafe provides a welcome break for the hungry museumgoer.
کافه برای موزهگردهای گرسنه یک استراحت خوشآمیز ارائه میدهد.
international museumgoers often visit the gift shop to buy unique souvenirs.
موزهگردهای بینالمللی اغلب به فروشگاه هدیه مراجعه میکنند تا هدیههای منحصر به فرد بخرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید