museumgoers

[US]/mjuːˈzɪəmˌɡəʊərz/
[UK]/mjuːˈziːəmˌɡoʊərz/

Translation

n. افرادی که به طور مکرر به موزه می‌روند

Phrases & Collocations

many museumgoers

بازدیدکنندگان زیادی از موزه

avid museumgoers

بازدیدکنندگان متحمس موزه

young museumgoers

بازدیدکنندگان جوان موزه

fellow museumgoers

هم‌بازدیدکنندگان موزه

museumgoers alike

هم‌بازدیدکنندگان موزه

international museumgoers

بازدیدکنندگان بین‌المللی موزه

attract museumgoers

جذب باzdیدکنندگان موزه

demanding museumgoers

بازدیدکنندگان موزه با درخواست بالا

educate museumgoers

آموزش باzdیدکنندگان موزه

countless museumgoers

بازدیدکنندگان بی‌شمار موزه

Example Sentences

museumgoers flocked to the new exhibit on ancient egypt.

بازدیدکنندگان موزه به نمایشگاه جدید درباره مصر باستان جمع شدند.

museumgoers often spend hours exploring the galleries.

بازدیدکنندگان موزه اغلب ساعات زیادی را صرف بررسی گالری‌ها می‌کنند.

museumgoers were amazed by the dinosaur fossils on display.

بازدیدکنندگان موزه با فسیل‌های دینوسورهای نمایش داده شده شگفت‌زده شدند.

museumgoers are encouraged to touch the interactive exhibits.

بازدیدکنندگان موزه تشویق می‌شوند تا با نمایشگاه‌های تعاملی تماس بگیرند.

museumgoers queued for hours to see the famous painting.

بازدیدکنندگان موزه برای دیدن نقاشی معروف در صف‌های ساعت‌ها ایستادند.

museumgoers with children should visit the family-friendly sections.

بازدیدکنندگان موزه که دارای کودک هستند باید بخش‌های مناسب خانواده را بازدید کنند.

museumgoers often take photos in front of their favorite artworks.

بازدیدکنندگان موزه اغلب عکس می‌گیرند در جلو آثار هنری مورد علاقه‌شان.

museumgoers can participate in guided tours every hour.

بازدیدکنندگان موزه می‌توانند در هر ساعت در تورهای همراه با راهنمای شرکت کنند.

museumgoers are required to store their bags before entering.

بازدیدکنندگان موزه مجبورند قبل از ورود کیف‌های خود را ذخیره کنند.

museumgoers appreciate the quiet atmosphere of the museum.

بازدیدکنندگان موزه به فضای آرام موزه ارزش می‌دهند.

museumgoers complained about the high admission fees.

بازدیدکنندگان موزه درباره هزینه‌های ورود بالا شکایت کردند.

museumgoers gathered around the sculpture for a better view.

بازدیدکنندگان موزه حول آثار مجسمه‌ای جمع شدند برای دید بهتر.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now