musicassettes

[ایالات متحده]/ˌmjuːzɪˈkəˌsɛt/
[بریتانیا]/ˌmjuːzɪˈkæset/

ترجمه

n. نوعی نوار صوتی که برای ضبط موسیقی استفاده می‌شود؛ نوار کاست برای پخش یا ضبط موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

buy musicassette

خریدن نوارهای کاست

play musicassette

پخش نوارهای کاست

collect musicassette

جمع‌آوری نوارهای کاست

record musicassette

ضبط نوارهای کاست

find musicassette

پیدا کردن نوار کاست

sell musicassette

فروش نوار کاست

store musicassette

ذخیره نوار کاست

label musicassette

برچسب‌گذاری نوار کاست

listen musicassette

گوش دادن به نوار کاست

swap musicassette

معاوضه نوار کاست

جملات نمونه

i found an old musicassette in the attic.

من یک نوارهای ضبط قدیمی در زیرشیرآه پیدا کردم.

he played his favorite musicassette on the cassette player.

او نوارهای ضبط مورد علاقه خود را روی دستگاه پخش کاستت پخش کرد.

musicassette collections can be quite valuable.

کلکسیون نوارهای ضبط می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.

she recorded her voice on a blank musicassette.

او صدای خود را روی یک نوار ضبط خالی ضبط کرد.

we listened to a musicassette during our road trip.

ما در طول سفر جاده‌ای خود به نوارهای ضبط گوش دادیم.

he prefers the sound of musicassette over digital music.

او صدای نوارهای ضبط را بیشتر از موسیقی دیجیتال ترجیح می‌دهد.

musicassette players are becoming rare these days.

دستگاه پخش نوارهای ضبط این روزها کمیاب شده اند.

she gifted him a vintage musicassette for his birthday.

او به عنوان هدیه تولد به او یک نوار ضبط قدیمی داد.

we used to make mixtapes on musicassette for our friends.

ما اغلب برای دوستانمان میکس تیپ روی نوارهای ضبط درست می‌کردیم.

he carefully rewound the musicassette after listening.

او پس از گوش دادن به دقت نوار ضبط را به عقب پیچاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید