tape

[ایالات متحده]/teɪp/
[بریتانیا]/teɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار نازک و بلندی از ماده که برای ضبط صدا یا ویدیو استفاده می‌شود
vt. به وسیله نوار ماده‌ای محکم یا ایمن کردن
vt. & vi. ضبط صدا یا ویدیو
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtapes
قسمت سوم فعلtaped
صفت یا فعل حال استمراریtaping
جمعtapes
زمان گذشتهtaped

عبارات و ترکیب‌ها

duct tape

نوار چسب مجرا

masking tape

نوار چسب ماسک

double-sided tape

نوار دوطرفه

adhesive tape

نوار چسب

tape recorder

ضبط‌کننده نوار

on the tape

روی نوار

red tape

بوروکراسی

magnetic tape

نوار مغناطیسی

paper tape

نوار کاغذی

video tape

نوار ویدئو

sealing tape

نوار آب‌بندی

sticky tape

نوار چسب

tape measure

خط کش

mica tape

نوار میکا

cassette tape

نوار کاست

steel tape

نوار فولادی

electrical tape

نوار برق

tape recording

ضبط نوار

audio tape

نوار صوتی

tape dispenser

دستگاه پخش نوار چسب

tape drive

درایو نوار

جملات نمونه

a multitrack tape recorder.

ضبط‌کننده نوار چند کاناله

Put it in a box and tape it securely.

آن را در یک جعبه قرار دهید و آن را به طور ایمن بچسبانید.

Don't fool with the tape recorders.

با ضبط‌کننده‌ها بازی نکنید.

Please rewind the tape at the end of the film.

لطفاً در پایان فیلم، نوار را به عقب برگردانید.

to cut recording tape.

برش نوار ضبط

transcribe a tape-recording

نوشتن دوباره یک نوار ضبط

rolled the tape forward.

نوارهای ضبط را به جلو حرکت داد.

the tape rolled backwards.

نوارهای ضبط به عقب برگشت.

he knew the tapes to be counterfeits.

او می‌دانست که نوارها جعلی هستند.

inserting a tape is a bit of a fiddle.

قرار دادن یک نوار کمی مشکل است.

the second tape is miles better.

نوار دوم بسیار بهتر است.

the tape is ready to despatch to you on return of the documents.

نوار آماده است تا پس از بازگشت مدارک برای شما ارسال شود.

loaded tape into the recorder.

نوار را در ضبط‌کننده بارگذاری کردند.

tape editing with synchro start.

ویرایش نوار با شروع همزمان

it is not known who taped the conversation.

مشخص نیست چه کسی مکالمه را ضبط کرده است.

a transistorized tape recorder.

ضبط‌کننده نوار ترانزیستوری

نمونه‌های واقعی

Cutting red tape should also boost investment.

کاهش مقررات دست و پا گیر نیز باید سرمایه گذاری را تقویت کند.

منبع: The Economist - China

I looked at the tape and those tapes to me are very conclusive.

من به نوارها نگاه کردم و آن نوارها برای من بسیار قانع کننده بودند.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

How'd the cops get the tape, huh?

چطور پلیس‌ها به نوار دسترسی پیدا کردند، هان؟

منبع: American Horror Story: Season 2

Okay, ready for this. Roll the tape.

باشه، آماده ای. نوار را پخش کن.

منبع: Selected Film and Television News

Millie, did you bring the tapes for dancing?

میلی، آیا نوارها را برای رقص آوردید؟

منبع: Travel Across America

After the interview, Kehringer reviewed the tape.

پس از مصاحبه، کهرینگر نوار را بررسی کرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

Take the pressure off by using washi tape.

با استفاده از نوار وشی، فشار را کم کنید.

منبع: The power of makeup

Yeah? 'Cause I would have used duck tape!

بله؟ چون من از نوار چسب استفاده می کردم!

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

The first step is to remove the grip tape.

اولین قدم برداشتن نوار چسب است.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

Look, I need to see the security tape.

ببین، من باید نوار امنیتی را ببینم.

منبع: Clever Detective and Thief

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید