musquashes

[ایالات متحده]/ˈmʌskwɒʃ/
[بریتانیا]/ˈmʌskwɔːʃ/

ترجمه

n. نوعی موش‌خرما; پشم موش‌خرما; نام دیگر موش‌خرما; پشم موش‌خرما

عبارات و ترکیب‌ها

musquash habitat

زیستگاه سنجاقک

musquash population

جمعیت سنجاقک

musquash fur

پوست سنجاقک

musquash behavior

رفتار سنجاقک

musquash diet

رژیم غذایی سنجاقک

musquash breeding

تکثیر سنجاقک

musquash trapping

تله گذاری برای سنجاقک

musquash wetlands

مناطق ساحلی سنجاقک

musquash sightings

مشاهدات سنجاقک

musquash conservation

حفظ سنجاقک

جملات نمونه

the musquash is often found near wetlands.

غالباً سنجاقک‌ها در نزدیکی تالاب‌ها یافت می‌شوند.

musquash fur is highly valued in the fashion industry.

پوست سنجاقک در صنعت مد بسیار ارزشمند است.

many people enjoy watching musquash in their natural habitat.

بسیاری از مردم از تماشای سنجاقک‌ها در زیستگاه طبیعی خود لذت می‌برند.

musquash play an important role in their ecosystem.

سنجاقک‌ها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

during winter, musquash build lodges to stay warm.

در طول زمستان، سنجاقک‌ها کلبه‌هایی برای گرم ماندن می‌سازند.

in some cultures, musquash is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، سنجاقک به عنوان غذای لذیذ در نظر گرفته می‌شود.

musquash are excellent swimmers and divers.

سنجاقک‌ها شناگران و غواصان بسیار خوبی هستند.

the population of musquash is declining in some areas.

جمعیت سنجاقک‌ها در برخی مناطق در حال کاهش است.

musquash are herbivores and primarily eat aquatic plants.

سنجاقک‌ها گیاهخوار هستند و عمدتاً از گیاهان آبزی تغذیه می‌کنند.

conservation efforts are underway to protect musquash habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه‌های سنجاقک در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید