mustaches

[ایالات متحده]/ˈmʌstəʃɪz/
[بریتانیا]/ˈmʌstæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موهای صورت که بالای لب بالایی رشد می‌کنند؛ ساختارهای شبیه به مو در برخی پستانداران

عبارات و ترکیب‌ها

stylish mustaches

سبیل‌های شیک

thick mustaches

سبیل‌های ضخیم

curly mustaches

سبیل‌های چولغی

fancy mustaches

سبیل‌های مجلل

long mustaches

سبیل‌های بلند

handlebar mustaches

سبیل‌های دسته‌ای

fuzzy mustaches

سبیل‌های پشمالو

classic mustaches

سبیل‌های کلاسیک

colorful mustaches

سبیل‌های رنگارنگ

fake mustaches

سبیل‌های تقلبی

جملات نمونه

he has a thick mustache that makes him look distinguished.

او یک سبیل ضخیم دارد که باعث می شود متمایز به نظر برسد.

many men grow mustaches for charity events.

بسیاری از مردان برای حمایت از رویدادهای خیریه سبیل می زنند.

mustaches can come in various styles, from handlebar to pencil.

سبیل ها می توانند در انواع مختلفی از سبک ها وجود داشته باشند، از دسته بندی تا مدادی.

he decided to shave off his mustache for a fresh look.

او تصمیم گرفت برای یک ظاهر جدید سبیل خود را بتراشد.

mustaches were popular among men in the 70s.

سبیل ها در دهه 70 در بین مردان محبوب بودند.

some cultures view mustaches as a symbol of masculinity.

برخی از فرهنگ ها سبیل ها را به عنوان نمادی از مردانگی می بینند.

he styles his mustache with wax every morning.

او هر روز صبح سبیل خود را با واکس مدل می کند.

mustaches can require regular grooming to maintain their shape.

سبیل ها ممکن است نیاز به مرتب کردن منظم داشته باشند تا شکل خود را حفظ کنند.

he admires famous figures known for their iconic mustaches.

او به چهره های مشهور که به خاطر سبیل های نمادین خود شناخته می شوند، احترام می گذارد.

mustaches can be a fun way to express personal style.

سبیل ها می توانند راهی سرگرم کننده برای بیان سبک شخصی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید