mutinously

[ایالات متحده]/ˈmjuːtɪnəsli/
[بریتانیا]/ˈmjuːtənəsli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شورشی; به طرز طغیانی

عبارات و ترکیب‌ها

mutinously defiant

مخالف و نافرمان

mutinously opposed

مخالف

mutinously silent

ساکت و نافرمان

mutinously rebellious

سرباز و نافرمان

mutinously angry

خشمگین و نافرمان

mutinously challenging

چالشگر و نافرمان

mutinously resistant

مقاوم و نافرمان

mutinously bold

جسور و نافرمان

mutinously fierce

خشمگین و سرسخت

mutinously vocal

پر صدا و نافرمان

جملات نمونه

the crew acted mutinously against the captain's orders.

خدمه به طور شورشیانه با دستورهای کاپیتان رفتار کردند.

the soldiers mutinously refused to follow unjust commands.

سربازان به طور شورشیانه از پیروی از دستورات ناعادلانه امتناع کردند.

in the face of oppression, the workers mutinously protested.

در برابر ظلم و ستم، کارگران به طور شورشیانه اعتراض کردند.

they mutinously challenged the authority of their leaders.

آنها به طور شورشیانه قدرت رهبران خود را به چالش کشیدند.

the students mutinously demanded changes to the school rules.

دانشجویان به طور شورشیانه خواستار تغییر قوانین مدرسه شدند.

feeling unjustly treated, the crew mutinously plotted a takeover.

با احساس اینکه به طور ناعادلانه رفتار شده است، خدمه به طور شورشیانه برای تصرف توطئه کردند.

during the meeting, some members mutinously voiced their dissent.

در طول جلسه، برخی از اعضا مخالفت خود را به طور شورشیانه بیان کردند.

after years of poor treatment, the workers mutinously walked off the job.

پس از سال‌ها رفتار ضعیف، کارگران به طور شورشیانه محل کار را ترک کردند.

the ship's crew mutinously decided to change course.

خدمه کشتی به طور شورشیانه تصمیم گرفت مسیر را تغییر دهد.

they mutinously ignored the rules set by the management.

آنها به طور شورشیانه قوانین تعیین شده توسط مدیریت را نادیده گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید