| جمع | myalgias |
muscle myalgia
میالژی عضلانی
chronic myalgia
میالژی مزمن
myalgia symptoms
علائم میالژی
myalgia treatment
درمان میالژی
myalgia causes
علت های میالژی
myalgia relief
تسکین میالژی
myalgia diagnosis
تشخیص میالژی
myalgia management
مدیریت میالژی
myalgia research
تحقیقات میالژی
myalgia conditions
شرایط میالژی
she experienced myalgia after her intense workout.
او بعد از تمرین شدیدش دچار میوزیت شد.
myalgia can often be a symptom of the flu.
میوزیت اغلب میتواند از علائم آنفولانزا باشد.
he took painkillers to relieve his myalgia.
او برای تسکین میوزیت خود مسکن مصرف کرد.
chronic myalgia can affect daily activities.
میوزیت مزمن میتواند بر فعالیتهای روزانه تأثیر بگذارد.
she consulted a doctor about her persistent myalgia.
او در مورد میوزیت مداوم خود با پزشک مشورت کرد.
myalgia may result from overexertion or injury.
میوزیت ممکن است ناشی از فرسودگی یا آسیب باشد.
he was diagnosed with myalgia and advised to rest.
او به دلیل میوزیت تشخیص داده شد و به استراحت توصیه شد.
myalgia can be accompanied by fatigue and weakness.
میوزیت میتواند با خستگی و ضعف همراه باشد.
she uses heat therapy to alleviate her myalgia.
او برای تسکین میوزیت خود از درمان با گرما استفاده میکند.
myalgia is commonly reported in fibromyalgia patients.
میوزیت به طور معمول در بیماران فایبرومیالژیا گزارش میشود.
muscle myalgia
میالژی عضلانی
chronic myalgia
میالژی مزمن
myalgia symptoms
علائم میالژی
myalgia treatment
درمان میالژی
myalgia causes
علت های میالژی
myalgia relief
تسکین میالژی
myalgia diagnosis
تشخیص میالژی
myalgia management
مدیریت میالژی
myalgia research
تحقیقات میالژی
myalgia conditions
شرایط میالژی
she experienced myalgia after her intense workout.
او بعد از تمرین شدیدش دچار میوزیت شد.
myalgia can often be a symptom of the flu.
میوزیت اغلب میتواند از علائم آنفولانزا باشد.
he took painkillers to relieve his myalgia.
او برای تسکین میوزیت خود مسکن مصرف کرد.
chronic myalgia can affect daily activities.
میوزیت مزمن میتواند بر فعالیتهای روزانه تأثیر بگذارد.
she consulted a doctor about her persistent myalgia.
او در مورد میوزیت مداوم خود با پزشک مشورت کرد.
myalgia may result from overexertion or injury.
میوزیت ممکن است ناشی از فرسودگی یا آسیب باشد.
he was diagnosed with myalgia and advised to rest.
او به دلیل میوزیت تشخیص داده شد و به استراحت توصیه شد.
myalgia can be accompanied by fatigue and weakness.
میوزیت میتواند با خستگی و ضعف همراه باشد.
she uses heat therapy to alleviate her myalgia.
او برای تسکین میوزیت خود از درمان با گرما استفاده میکند.
myalgia is commonly reported in fibromyalgia patients.
میوزیت به طور معمول در بیماران فایبرومیالژیا گزارش میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید