mycelial

[ایالات متحده]/maɪˈsiːliəl/
[بریتانیا]/maɪˈsiːliəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های میسیلیوم

عبارات و ترکیب‌ها

mycelial network

شبکه میکوزیال

mycelial growth

رشد میکوزیال

mycelial structure

ساختار میکوزیال

mycelial biomass

زیست‌توده میکوزیال

mycelial fungi

قارچ‌های میکوزیال

mycelial decomposition

تجزیه میکوزیال

mycelial ecology

اکولوژی میکوزیال

mycelial culture

کشت میکوزیال

mycelial activity

فعالیت میکوزیال

mycelial interaction

تعامل میکوزیال

جملات نمونه

the mycelial network plays a crucial role in nutrient cycling.

شبکه میکوزی نقش مهمی در چرخه‌بندی مواد مغذی ایفا می‌کند.

mycelial growth is essential for mushroom cultivation.

رشد میکوزی برای کشت قارچ‌ها ضروری است.

scientists study mycelial interactions in forest ecosystems.

دانشمندان تعاملات میکوزی را در اکوسیستم‌های جنگلی مطالعه می‌کنند.

mycelial fungi can decompose organic matter effectively.

قارچ‌های میکوزی می‌توانند به طور مؤثر مواد آلی را تجزیه کنند.

the mycelial structure helps in soil stabilization.

ساختار میکوزی به تثبیت خاک کمک می‌کند.

mycelial networks can enhance plant growth.

شبکه‌های میکوزی می‌توانند باعث افزایش رشد گیاهان شوند.

researchers are exploring mycelial applications in bioremediation.

محققان در حال بررسی کاربردهای میکوزی در بیورمیداسیون هستند.

mycelial mats can serve as natural filters in water systems.

تشک‌های میکوزی می‌توانند به عنوان فیلترهای طبیعی در سیستم‌های آب عمل کنند.

understanding mycelial behavior can lead to sustainable farming practices.

درک رفتار میکوزی می‌تواند منجر به شیوه‌های کشاورزی پایدار شود.

mycelial biomass can be used as a food source for livestock.

بیomass میکوزی می‌تواند به عنوان منبع غذایی برای دام استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید