myoglobinuria

[ایالات متحده]/ˌmaɪəʊˌɡlɒbɪˈnjʊərɪə/
[بریتانیا]/ˌmaɪoʊˌɡlɑːbəˈnʊriə/

ترجمه

n. وجود میوگلوبین در ادرار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

myoglobinuria diagnosis

تشخیص میوگلوبینوری

myoglobinuria treatment

درمان میوگلوبینوری

myoglobinuria symptoms

علائم میوگلوبینوری

myoglobinuria causes

علت‌های میوگلوبینوری

myoglobinuria management

مدیریت میوگلوبینوری

myoglobinuria risk

ریسک میوگلوبینوری

myoglobinuria tests

تست‌های میوگلوبینوری

myoglobinuria levels

سطح میوگلوبینوری

myoglobinuria prevention

جلوگیری از میوگلوبینوری

myoglobinuria complications

عوارض میوگلوبینوری

جملات نمونه

myoglobinuria can indicate muscle damage.

میوگلوبینوری می‌تواند نشان‌دهنده آسیب عضلانی باشد.

patients with myoglobinuria may experience dark urine.

بیماران مبتلا به میوگلوبینوری ممکن است ادرار تیره داشته باشند.

it is important to diagnose myoglobinuria early.

تشخیص زودهنگام میوگلوبینوری مهم است.

myoglobinuria is often associated with rhabdomyolysis.

میوگلوبینوری اغلب با رابدومیولیز مرتبط است.

excessive exercise can lead to myoglobinuria.

ورزش بیش از حد می‌تواند منجر به میوگلوبینوری شود.

myoglobinuria can cause kidney damage if untreated.

اگر درمان نشود، میوگلوبینوری می‌تواند باعث آسیب کلیه شود.

doctors may test for myoglobinuria after an injury.

پزشکان ممکن است پس از آسیب‌دیدگی برای بررسی میوگلوبینوری آزمایش انجام دهند.

symptoms of myoglobinuria include muscle pain.

علائم میوگلوبینوری شامل درد عضلانی است.

myoglobinuria can result from certain medications.

میوگلوبینوری می‌تواند ناشی از برخی داروها باشد.

monitoring myoglobin levels helps in managing myoglobinuria.

نظارت بر سطح میوگلوبین به مدیریت میوگلوبینوری کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید