myomas

[ایالات متحده]/maɪˈoʊmə/
[بریتانیا]/maɪˈoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تومور خوش‌خیم از بافت عضلانی

عبارات و ترکیب‌ها

myoma treatment

درمان فیبروم

myoma symptoms

علائم فیبروم

myoma diagnosis

تشخیص فیبروم

myoma removal

برداشتن فیبروم

myoma growth

رشد فیبروم

myoma size

اندازه فیبروم

myoma causes

علت فیبروم

myoma risks

خطرات فیبروم

myoma types

انواع فیبروم

myoma effects

اثرات فیبروم

جملات نمونه

she was diagnosed with a myoma last year.

او سال گذشته به وجود فیبروم تشخیص داده شد.

myoma can cause discomfort during menstruation.

فیبروم می‌تواند باعث ناراحتی در دوران قاعدگی شود.

doctors often recommend monitoring myoma growth.

پزشکان اغلب توصیه می‌کنند رشد فیبروم را زیر نظر داشته باشند.

some women experience heavy bleeding due to myoma.

برخی از زنان به دلیل فیبروم دچار خونریزی شدید می‌شوند.

myoma treatment options include medication and surgery.

گزینه‌های درمانی برای فیبروم شامل دارو و جراحی است.

she decided to seek a second opinion about her myoma.

او تصمیم گرفت نظر دوم در مورد فیبروم خود بگیرد.

myoma can vary in size and number among women.

فیبروم می‌تواند از نظر اندازه و تعداد در زنان متفاوت باشد.

regular check-ups can help detect myoma early.

معاینات منظم می‌تواند به تشخیص زودهنگام فیبروم کمک کند.

she felt relieved after learning her myoma was benign.

او بعد از متوجه شدن اینکه فیبروم او خوش‌خلق است، احساس راحتی کرد.

myoma can sometimes lead to infertility issues.

فیبروم گاهی اوقات می‌تواند منجر به مشکلات ناباروری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید