myopics

[ایالات متحده]/maɪˈɒpɪk/
[بریتانیا]/maɪˈɑːpɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد آینده‌نگری؛ تنگ‌نظر

جملات نمونه

Myopic views could be potentially damaging for us

دیدگاه‌های محدود می‌توانند به طور بالقوه برای ما آسیب‌رسان باشند.

the government still has a myopic attitude to public spending.

هنوز هم دولت نگرش نزدیک‌بینانه‌ای نسبت به هزینه‌های عمومی دارد.

An abnormal cardiac rhythms (arrhythmia), modulated parasystole, is caused by the nonliear interaction between the sinus node and myopic Ventricular focus in the heart.

آریتمی قلبی غیرطبیعی (آریتمی)، پاراسیستول تعدیل شده، ناشی از تعامل غیرخطی بین گره سینوسی و نقطه بطنی میوپی در قلب است.

Abstract : An abnormal cardiac rhythms (arrhythmia), modulated parasystole, is caused by the nonliear interaction between the sinus node and myopic Ventricular focus in the heart.

چکیده: آریتمی قلبی غیرطبیعی (آریتمی)، پاراسیستول تعدیل شده، ناشی از تعامل غیرخطی بین گره سینوسی و نقطه بطنی میوپی در قلب است.

The myopic view of the situation led to poor decision-making.

دیدگاه نزدیک‌بینانه نسبت به وضعیت منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شد.

Her myopic focus on work caused her to neglect her personal life.

تمرکز نزدیک‌بینانه او بر کار باعث شد زندگی شخصی خود را نادیده بگیرد.

The company's myopic strategy failed to consider long-term consequences.

استراتژی نزدیک‌بینانه شرکت نتوانست عواقب بلندمدت را در نظر بگیرد.

His myopic attitude prevented him from seeing the bigger picture.

نگرش نزدیک‌بینانه او مانع از دیدن تصویر بزرگتر شد.

The myopic politician only cared about short-term gains.

سیاستمدن نزدیک‌بین فقط به دنبال سودهای کوتاه‌مدت بود.

The myopic approach to problem-solving limited their success.

رویکرد نزدیک‌بینانه به حل مسئله موفقیت آنها را محدود کرد.

Her myopic perspective hindered her ability to empathize with others.

دیدگاه نزدیک‌بینانه او توانایی او را برای همدلی با دیگران مختل کرد.

The myopic leader failed to anticipate the changes in the market.

رهبر نزدیک‌بین نتوانست تغییرات در بازار را پیش‌بینی کند.

The myopic decision to cut costs resulted in a loss of quality.

تصمیم نزدیک‌بینانه برای کاهش هزینه‌ها منجر به کاهش کیفیت شد.

Their myopic focus on profits ignored the impact on employees.

تمرکز نزدیک‌بینانه آنها بر سود، تأثیر آن بر کارمندان را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید