naiads

[ایالات متحده]/ˈnaɪ.æd/
[بریتانیا]/ˈnaɪ.æd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیروی آب یا شناگر ماده؛ مرحله لاروی برخی از حشرات آبزی

عبارات و ترکیب‌ها

water naiads

نیاندران آب

naiad spirit

روح نیاد

naiad mythology

اساطیر نیاد

naiad nymphs

نیمف‌های نیاد

naiad legends

افسانه های نیاد

naiad waters

آب های نیاد

naiad realm

حوزه نیاد

naiad tales

داستان های نیاد

naiad beauty

زیبایی نیاد

naiad dance

رقص نیاد

جملات نمونه

the naiad danced gracefully in the moonlight.

نامادیا در مهتاب به طور ظریف رقصید.

legends say that a naiad can heal with her touch.

افسانه‌ها می‌گویند که یک نامادیا می‌تواند با لمس خود شفا بخشد.

the artist painted a beautiful portrait of a naiad.

هنرمند یک پرتره زیبا از یک نامادیا کشید.

in ancient myths, a naiad protects her spring.

در اسطوره‌های باستانی، یک نامادیا از چشمه خود محافظت می‌کند.

many stories feature a naiad as a central character.

داستان‌های زیادی یک نامادیا را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر می‌کشند.

she felt a connection to the naiad of the river.

او ارتباطی با نامادیا رودخانه احساس کرد.

the naiad's laughter echoed through the forest.

خنده نامادیا در جنگل طنین‌انداز بود.

he often dreamed of meeting a naiad by the lake.

او اغلب رویای ملاقات با یک نامادیا کنار دریاچه را داشت.

in the story, the naiad grants wishes to those pure of heart.

در داستان، نامادیا به کسانی که قلبی پاک دارند، آرزوها را می‌دهد.

the naiad's beauty captivated all who saw her.

زیبایی نامادیا همه کسانی که او را می‌دیدند، مسحور می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید