water naiads
نیاندران آب
naiad spirit
روح نیاد
naiad mythology
اساطیر نیاد
naiad nymphs
نیمفهای نیاد
naiad legends
افسانه های نیاد
naiad waters
آب های نیاد
naiad realm
حوزه نیاد
naiad tales
داستان های نیاد
naiad beauty
زیبایی نیاد
naiad dance
رقص نیاد
the naiad danced gracefully in the moonlight.
نامادیا در مهتاب به طور ظریف رقصید.
legends say that a naiad can heal with her touch.
افسانهها میگویند که یک نامادیا میتواند با لمس خود شفا بخشد.
the artist painted a beautiful portrait of a naiad.
هنرمند یک پرتره زیبا از یک نامادیا کشید.
in ancient myths, a naiad protects her spring.
در اسطورههای باستانی، یک نامادیا از چشمه خود محافظت میکند.
many stories feature a naiad as a central character.
داستانهای زیادی یک نامادیا را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر میکشند.
she felt a connection to the naiad of the river.
او ارتباطی با نامادیا رودخانه احساس کرد.
the naiad's laughter echoed through the forest.
خنده نامادیا در جنگل طنینانداز بود.
he often dreamed of meeting a naiad by the lake.
او اغلب رویای ملاقات با یک نامادیا کنار دریاچه را داشت.
in the story, the naiad grants wishes to those pure of heart.
در داستان، نامادیا به کسانی که قلبی پاک دارند، آرزوها را میدهد.
the naiad's beauty captivated all who saw her.
زیبایی نامادیا همه کسانی که او را میدیدند، مسحور میکرد.
water naiads
نیاندران آب
naiad spirit
روح نیاد
naiad mythology
اساطیر نیاد
naiad nymphs
نیمفهای نیاد
naiad legends
افسانه های نیاد
naiad waters
آب های نیاد
naiad realm
حوزه نیاد
naiad tales
داستان های نیاد
naiad beauty
زیبایی نیاد
naiad dance
رقص نیاد
the naiad danced gracefully in the moonlight.
نامادیا در مهتاب به طور ظریف رقصید.
legends say that a naiad can heal with her touch.
افسانهها میگویند که یک نامادیا میتواند با لمس خود شفا بخشد.
the artist painted a beautiful portrait of a naiad.
هنرمند یک پرتره زیبا از یک نامادیا کشید.
in ancient myths, a naiad protects her spring.
در اسطورههای باستانی، یک نامادیا از چشمه خود محافظت میکند.
many stories feature a naiad as a central character.
داستانهای زیادی یک نامادیا را به عنوان شخصیت اصلی به تصویر میکشند.
she felt a connection to the naiad of the river.
او ارتباطی با نامادیا رودخانه احساس کرد.
the naiad's laughter echoed through the forest.
خنده نامادیا در جنگل طنینانداز بود.
he often dreamed of meeting a naiad by the lake.
او اغلب رویای ملاقات با یک نامادیا کنار دریاچه را داشت.
in the story, the naiad grants wishes to those pure of heart.
در داستان، نامادیا به کسانی که قلبی پاک دارند، آرزوها را میدهد.
the naiad's beauty captivated all who saw her.
زیبایی نامادیا همه کسانی که او را میدیدند، مسحور میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید