namekoes

[ایالات متحده]/ˈnæmɪkəʊz/
[بریتانیا]/ˈnæmɪkoʊz/

ترجمه

n. جمع نامکو؛ یک قارچ ژاپنی کوچک با رنگ قهوه‌ای روشن (Pholiota microspora) که لایه‌ای ژلاتینی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

pickled namekoes

نامکوس گوجه‌فریز

fresh namekoes

نامکوس تازه

dried namekoes

نامکوس خشک

namekoes soup

سوپ نامکوس

sea namekoes

نامکوس دریایی

three namekoes

سه نامکوس

large namekoes

نامکوس بزرگ

cook namekoes

پختن نامکوس

buying namekoes

خرید نامکوس

namekoes dish

غذای نامکوس

جملات نمونه

i love eating namekoes while watching movies.

من دوست دارم در حال تماشای فیلم‌ها نامکوئه‌ها را بخورم.

my grandmother makes delicious homemade namekoes.

مادربزرگ من نامکوئه‌های خانگی لذیذ می‌سازد.

the street vendor sells fresh namekoes every afternoon.

فروشنده خیابانی هر بعدازظهر نامکوئه‌های تازه‌ای می‌فروشد.

namekoes are a popular snack in indonesia.

نامکوئه‌ها یک مورد محبوب در اندونزی هستند.

these namekoes are too salty for my taste.

این نامکوئه‌ها برای مزاج من خیلی ترش هستند.

can you buy some namekoes from the market?

آیا می‌توانی چند نامکوئه از بازار بیاوری؟

the namekoes vendor has been here for years.

فروشنده نامکوئه‌ها سال‌هاست که اینجا حضور دارد.

i prefer crunchy namekoes to chips.

من بهتر از چیپس‌ها نامکوئه‌های سخت را می‌خواهم.

this recipe for namekoes is very easy to follow.

این رецیپ روی نامکوئه‌ها بسیار ساده است.

children love playing with namekoes wrappers.

کودکان دوست دارند با پوکت‌های نامکوئه‌ها بازی کنند.

the namekoes stall is always crowded on weekends.

محل فروش نامکوئه‌ها در روزهای شومینه همیشه پر است.

my mother taught me how to fry namekoes.

مادر من به من یاد داد چگونه نامکوئه‌ها را در تابه بپزیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید