famous namesakes
نامآورانی مشهور
common namesakes
نامآورانی رایج
historical namesakes
نامآورانی تاریخی
celebrity namesakes
نامآورانی مشهور
literary namesakes
نامآورانی ادبی
unique namesakes
نامآورانی منحصر به فرد
fictional namesakes
نامآورانی خیالی
royal namesakes
نامآورانی سلطنتی
mythical namesakes
نامآورانی اساطیری
local namesakes
نامآورانی محلی
many people are surprised to find that their namesakes share similar traits.
بسیاری از مردم از اینكه متوجه میشوند نامنشانهایشان ویژگیهای مشابهی دارند، غافلگیر میشوند.
he met his namesake at a conference and they quickly became friends.
او نامنشان خود را در یک کنفرانس ملاقات کرد و آنها به سرعت دوست شدند.
namesakes often have interesting stories about how they got their names.
نامنشانها اغلب داستانهای جالبی در مورد چگونگی دریافت نام خود دارند.
her namesake was a famous artist known for her unique style.
نامنشان او یک هنرمند مشهور که به خاطر سبک منحصر به فردش شناخته شده بود.
it’s amusing to see how namesakes sometimes end up in the same profession.
دیدن اینکه نامنشانها گاهی اوقات در یک حرفه خاص به پایان میرسند، خندهدار است.
they decided to create a charity in honor of their namesakes.
آنها تصمیم گرفتند به افتخار نامنشانهای خود یک خیریه ایجاد کنند.
my grandfather's namesake is now a well-respected historian.
نامنشان پدربزرگ من اکنون یک مورخ محترم است.
namesakes from different cultures can sometimes have different meanings.
نامنشانهایی از فرهنگهای مختلف گاهی اوقات ممکن است معانی متفاوتی داشته باشند.
she often jokes about how her namesake is more famous than she is.
او اغلب شوخی میکند در مورد اینکه نامنشان او مشهورتر از خودش است.
finding a namesake in a different country was a delightful surprise.
پیدا کردن یک نامنشان در یک کشور دیگر یک سورپرایز دلپذیر بود.
famous namesakes
نامآورانی مشهور
common namesakes
نامآورانی رایج
historical namesakes
نامآورانی تاریخی
celebrity namesakes
نامآورانی مشهور
literary namesakes
نامآورانی ادبی
unique namesakes
نامآورانی منحصر به فرد
fictional namesakes
نامآورانی خیالی
royal namesakes
نامآورانی سلطنتی
mythical namesakes
نامآورانی اساطیری
local namesakes
نامآورانی محلی
many people are surprised to find that their namesakes share similar traits.
بسیاری از مردم از اینكه متوجه میشوند نامنشانهایشان ویژگیهای مشابهی دارند، غافلگیر میشوند.
he met his namesake at a conference and they quickly became friends.
او نامنشان خود را در یک کنفرانس ملاقات کرد و آنها به سرعت دوست شدند.
namesakes often have interesting stories about how they got their names.
نامنشانها اغلب داستانهای جالبی در مورد چگونگی دریافت نام خود دارند.
her namesake was a famous artist known for her unique style.
نامنشان او یک هنرمند مشهور که به خاطر سبک منحصر به فردش شناخته شده بود.
it’s amusing to see how namesakes sometimes end up in the same profession.
دیدن اینکه نامنشانها گاهی اوقات در یک حرفه خاص به پایان میرسند، خندهدار است.
they decided to create a charity in honor of their namesakes.
آنها تصمیم گرفتند به افتخار نامنشانهای خود یک خیریه ایجاد کنند.
my grandfather's namesake is now a well-respected historian.
نامنشان پدربزرگ من اکنون یک مورخ محترم است.
namesakes from different cultures can sometimes have different meanings.
نامنشانهایی از فرهنگهای مختلف گاهی اوقات ممکن است معانی متفاوتی داشته باشند.
she often jokes about how her namesake is more famous than she is.
او اغلب شوخی میکند در مورد اینکه نامنشان او مشهورتر از خودش است.
finding a namesake in a different country was a delightful surprise.
پیدا کردن یک نامنشان در یک کشور دیگر یک سورپرایز دلپذیر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید