draws parallels
تشابهات را ترسیم میکند
finds parallels
یافتن الگوها
establishes parallels
ایجاد الگوها
explores parallels
بررسی الگوها
sees parallels
دیدن الگوها
makes parallels
ایجاد الگوها
identifies parallels
تشخیص الگوها
notes parallels
توجه به الگوها
recognizes parallels
تشخیص الگوها
highlights parallels
تاکید بر الگوها
there are many parallels between art and science.
بین هنر و علم تشابهات زیادی وجود دارد.
she drew parallels between her life and the story.
او تشابهاتی بین زندگی و داستان خود کشف کرد.
the teacher highlighted the parallels in their arguments.
معلم به تشابهات در استدلال های آنها اشاره کرد.
we can find parallels in different cultures.
ما می توانیم تشابهاتی را در فرهنگ های مختلف پیدا کنیم.
he often makes parallels to historical events.
او اغلب تشابهاتی با وقایع تاریخی پیدا می کند.
there are clear parallels between the two theories.
تشابهات واضحی بین دو نظریه وجود دارد.
she noticed the parallels in their experiences.
او تشابهاتی را در تجربیات آنها متوجه شد.
the movie draws parallels to real-life issues.
فیلم به مسائل دنیای واقعی اشاره دارد.
in her speech, she made several parallels to current events.
در سخنرانی خود، او به چندین رویداد جاری اشاره کرد.
he likes to explore the parallels between literature and philosophy.
او دوست دارد تشابهات بین ادبیات و فلسفه را بررسی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید