nanas

[ایالات متحده]/'nɑːnə/
[بریتانیا]/ˈnænə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. نانا اتحاد روزنامه‌های آمریکای شمالی
نانا الهه بابل.

جملات نمونه

I love baking with my nana.

من عاشق پختن با مادربزرگم هستم.

My nana always tells the best stories.

مادربزرگم همیشه بهترین داستان‌ها را تعریف می‌کند.

Nana's homemade soup is delicious.

سوپ خانگی مادربزرگم خوشمزه است.

I cherish the memories of cooking with my nana.

من خاطرات آشپزی با مادربزرگم را گرامی می‌دارم.

Nana's garden is full of beautiful flowers.

باغ مادربزرگم پر از گل‌های زیباست.

My nana gives the warmest hugs.

مادربزرگم بهترین بغل را می‌دهد.

Nana always has a tin of cookies ready for us.

مادربزرگم همیشه یک قوطی بیسکویت برای ما آماده دارد.

I enjoy going on walks with my nana.

من از قدم زدن با مادربزرگم لذت می‌برم.

Nana's house is filled with love and laughter.

خانه مادربزرگم پر از عشق و خنده است.

I look forward to visiting my nana every weekend.

من مشتاق دیدار مادربزرگم هر آخر هفته هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید