nancies and fairies
خانمها و پریان
nancies in disguise
خانمها در نقشهای مختلف
nancies unite
خانمها متحد شوند
nancies are here
خانمها اینجای هستند
nancies on parade
خانمها در رژه
nancies for change
خانمها برای تغییر
nancies in action
خانمها در عمل
nancies at work
خانمها در حال کار
nancies in charge
خانمها مسئول هستند
those nancies always seem to overreact to minor issues.
آن افراد همیشه به نظر میرسد که نسبت به مسائل جزئی اغراق میکنند.
don't be such nancies about the weather; it’s just a little rain.
در مورد هوا آنقدرها هم نانسی نباشید؛ فقط یک باران کوچک است.
he called them nancies for not wanting to try the new sport.
او آنها را نانسی خطاب کرد به خاطر اینکه نمیخواستند ورزش جدید را امتحان کنند.
they acted like nancies when it came to scary movies.
وقتی صحبت از فیلمهای ترسناک شد، آنها مثل نانسی رفتار کردند.
stop being nancies and just go for the adventure!
دیگه نانسی نباشید و فقط برای ماجراجویی بروید!
those nancies always need someone to hold their hand.
آن افراد همیشه به کسی نیاز دارند تا دستشان را بگیرد.
she called her friends nancies for being afraid of the dark.
او دوستانش را نانسی خطاب کرد به خاطر اینکه از تاریکی میترسیدند.
he’s tired of being labeled a nancy for expressing his feelings.
او از اینکه به خاطر ابراز احساساتش به عنوان یک نانسی برچسبگذاری میشود خسته شده است.
they were called nancies for not wanting to camp in the rain.
آنها به خاطر اینکه نمیخواستند در باران کمپ کنند، نانسی خطاب شدند.
sometimes, being a nancy can be a way to avoid tough situations.
گاهی اوقات، نانسی بودن میتواند راهی برای اجتناب از موقعیتهای سخت باشد.
nancies and fairies
خانمها و پریان
nancies in disguise
خانمها در نقشهای مختلف
nancies unite
خانمها متحد شوند
nancies are here
خانمها اینجای هستند
nancies on parade
خانمها در رژه
nancies for change
خانمها برای تغییر
nancies in action
خانمها در عمل
nancies at work
خانمها در حال کار
nancies in charge
خانمها مسئول هستند
those nancies always seem to overreact to minor issues.
آن افراد همیشه به نظر میرسد که نسبت به مسائل جزئی اغراق میکنند.
don't be such nancies about the weather; it’s just a little rain.
در مورد هوا آنقدرها هم نانسی نباشید؛ فقط یک باران کوچک است.
he called them nancies for not wanting to try the new sport.
او آنها را نانسی خطاب کرد به خاطر اینکه نمیخواستند ورزش جدید را امتحان کنند.
they acted like nancies when it came to scary movies.
وقتی صحبت از فیلمهای ترسناک شد، آنها مثل نانسی رفتار کردند.
stop being nancies and just go for the adventure!
دیگه نانسی نباشید و فقط برای ماجراجویی بروید!
those nancies always need someone to hold their hand.
آن افراد همیشه به کسی نیاز دارند تا دستشان را بگیرد.
she called her friends nancies for being afraid of the dark.
او دوستانش را نانسی خطاب کرد به خاطر اینکه از تاریکی میترسیدند.
he’s tired of being labeled a nancy for expressing his feelings.
او از اینکه به خاطر ابراز احساساتش به عنوان یک نانسی برچسبگذاری میشود خسته شده است.
they were called nancies for not wanting to camp in the rain.
آنها به خاطر اینکه نمیخواستند در باران کمپ کنند، نانسی خطاب شدند.
sometimes, being a nancy can be a way to avoid tough situations.
گاهی اوقات، نانسی بودن میتواند راهی برای اجتناب از موقعیتهای سخت باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید