napalm

[ایالات متحده]/'neɪpɑːm/
[بریتانیا]/'nepɑm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بنزین ژلاتینی; غلیظ‌کننده بنزین; بمب بنزین ژلاتینی
Word Forms
زمان گذشتهnapalmed
شکل سوم شخص مفردnapalms
جمعnapalms

عبارات و ترکیب‌ها

napalm bomb

بمب napalm

napalm attack

حمله napalm

جملات نمونه

the area was defoliated and napalmed many times.

منطقه بارها مورد هرزبرداری و بمباران napalm قرار گرفت.

The napalm rolled over and down the front of the recessed embrasure.

نپالم از لبه و قسمت جلویی خندق فرورفته عبور کرد و پایین آمد.

the use of napalm in warfare is controversial

استفاده از نپالم در جنگ بحث برانگیز است.

napalm bombs were dropped on the enemy's positions

بمب‌های نپالم بر روی مواضع دشمن انداخته شدند.

the effects of napalm can be devastating

اثرات نپالم می‌تواند ویرانگر باشد.

napalm is a flammable liquid used in warfare

نپالم یک مایع قابل اشتعال است که در جنگ استفاده می‌شود.

the smell of burning napalm filled the air

بوی سوختن نپالم هوا را پر کرد.

the sight of napalm explosions was terrifying

صحنه انفجار نپالم وحشتناک بود.

napalm can cause severe burns and injuries

نپالم می‌تواند باعث سوختگی و جراحات شدید شود.

the use of napalm is prohibited in many countries

استفاده از نپالم در بسیاری از کشورها ممنوع است.

napalm attacks were used during the Vietnam War

حملات نپالم در طول جنگ ویتنام استفاده شد.

the victims of napalm attacks suffered greatly

مصدومان حملات نپالم بسیار رنج کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید