| جمع | naperies |
fine napery
سفرهخانه ظریف
table napery
سفرهخانه میز
white napery
سفرهخانه سفید
luxury napery
سفرهخانه لوکس
cloth napery
سفرهخانه پارچهای
decorative napery
سفرهخانه تزئینی
colorful napery
سفرهخانه رنگارنگ
elegant napery
سفرهخانه شیک
personalized napery
سفرهخانه شخصیسازیشده
cotton napery
سفرهخانه نخی
the restaurant uses high-quality napery for its tables.
رستوران از پارچههای باکیفیت و باکیفیت برای میزهای خود استفاده میکند.
she carefully folded the napery after dinner.
او پس از شام به دقت پارچه ها را تا کرد.
the wedding reception featured elegant napery.
در مهمانی عروسی از پارچه های زیبا و شیک استفاده شد.
he chose a vibrant napery to match the decor.
او پارچه های رنگارنگ را برای مطابقت با دکور انتخاب کرد.
they always keep their napery pristine for guests.
آنها همیشه پارچه های خود را برای مهمانان تمیز و نو نگه میدارند.
the napery was beautifully embroidered with flowers.
پارچه ها به زیبایی با گل های گلدوزی شده بودند.
using linen napery adds a touch of luxury.
استفاده از پارچه های لینن یک حس لوکس بودن را اضافه می کند.
she selected matching napery for the festive occasion.
او پارچه های مناسب با مناسبت جشن را انتخاب کرد.
the napery was stained after the dinner party.
پارچه ها پس از مهمانی شام لکه دار شده بودند.
he learned to fold napery in artistic ways.
او یاد گرفت که پارچه ها را به روش های هنری تا کند.
fine napery
سفرهخانه ظریف
table napery
سفرهخانه میز
white napery
سفرهخانه سفید
luxury napery
سفرهخانه لوکس
cloth napery
سفرهخانه پارچهای
decorative napery
سفرهخانه تزئینی
colorful napery
سفرهخانه رنگارنگ
elegant napery
سفرهخانه شیک
personalized napery
سفرهخانه شخصیسازیشده
cotton napery
سفرهخانه نخی
the restaurant uses high-quality napery for its tables.
رستوران از پارچههای باکیفیت و باکیفیت برای میزهای خود استفاده میکند.
she carefully folded the napery after dinner.
او پس از شام به دقت پارچه ها را تا کرد.
the wedding reception featured elegant napery.
در مهمانی عروسی از پارچه های زیبا و شیک استفاده شد.
he chose a vibrant napery to match the decor.
او پارچه های رنگارنگ را برای مطابقت با دکور انتخاب کرد.
they always keep their napery pristine for guests.
آنها همیشه پارچه های خود را برای مهمانان تمیز و نو نگه میدارند.
the napery was beautifully embroidered with flowers.
پارچه ها به زیبایی با گل های گلدوزی شده بودند.
using linen napery adds a touch of luxury.
استفاده از پارچه های لینن یک حس لوکس بودن را اضافه می کند.
she selected matching napery for the festive occasion.
او پارچه های مناسب با مناسبت جشن را انتخاب کرد.
the napery was stained after the dinner party.
پارچه ها پس از مهمانی شام لکه دار شده بودند.
he learned to fold napery in artistic ways.
او یاد گرفت که پارچه ها را به روش های هنری تا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید