napoleonians

[ایالات متحده]//nəˈpəʊlɪənɪənz//
[بریتانیا]//nəˈpoʊliːniənz//

ترجمه

n. پشتیبانان یا علاقمندان به ناپلئون بوناپارت؛ سربازانی که زیر فرمان ناپلئون بوناپارت خدمت کردند.

جملات نمونه

historians study the rise of the napoleonics.

تاریخ‌گران به مطالعه نشانه‌های ناپلئونی می‌پردازند.

the exhibit features authentic napoleonics.

این نمایشگاه نمونه‌های اصیل ناپلئونی را نمایش می‌دهد.

collectors trade rare napoleonics at the fair.

جمع‌آوران در بازار نمایشگاهی ناپلئونی‌های نادر را مبادله می‌کنند.

these napoleonics minted in 1812.

این ناپلئونی‌ها در سال 1812 سکه‌افشانی شدند.

she collects napoleonics as a hobby.

او ناپلئونی‌ها را به عنوان یک سرگرمی جمع‌آوری می‌کند.

the strategy is purely napoleonic.

این استراتژی کاملاً ناپلئونی است.

he recreated the battle using napoleonics.

او با استفاده از ناپلئونی‌ها جنگ را دوباره بازگو کرد.

museums display artifacts from the napoleonics era.

موزه‌ها اشیاء باقی‌مانده از دوره ناپلئونی را نمایش می‌دهند.

scholars debate the efficiency of the napoleonics.

دانشمندان در مورد کارایی ناپلئونی‌ها بحث می‌کنند.

the book details the lives of the napoleonics.

این کتاب زندگی‌های ناپلئونی‌ها را به‌طور جزئی توضیح می‌دهد.

he appraises the value of these napoleonics.

او ارزش این ناپلئونی‌ها را ارزیابی می‌کند.

auctions often feature expensive napoleonics.

معاوضات معمولاً ناپلئونی‌های گران‌قیمت را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید